( ( 2948 ) ) چون كه گفتت كاندرين سقف نكو
بارها بنگر چو مرد عيب جو
پس زمين تيره را دانى كه چند
ديدن و تمييز بايد در پسند
اگر براى شناسايى حقايق روشن به دقت و تكرار نظر نيازمند هستيم ، معلوم مىشود كه حقايق تاريك و مشكل به دقت نظر و هشيارى و انديشهء بيشتر احتياج خواهد داشت
مقصود از دو بيت فوق روشن است ، مىخواهد بگويد : در جايى كه خداوند آدميان را دستور مىدهد كه براى درك و فهم سقف جهان طبيعت كه روشنتر از زمين تيره و تار است ، به طور مكرر و با دقت بنگريد ، زمين تيره و زندگانى پر پيچ و خم مادى و معنوى در روى آن زمين به دقت و تكرار نظر بيشتر احتياج شديدترى دارد . يك اصل كلى كه مقصود نهايى مولوى است ، مسلم و جاى ترديد نيست و آن اين است كه وقتى حقايق روشن احتياج به تحقيق و تكرار كاوش دارد ، حقايق تاريك به دقت و مهارت بيشترى نيازمند است .
و اما تطبيق آن به روشنايى آسمان و تيرگى زمين به عنوان مثال ، بايستى مورد تامل بيشترى قرار بگيرد ، زيرا با نظر به اسرار شگفت انگيز كرات و قوانين حاكم بر آنها اگر تاريكتر از زمين نباشد ، حد اقل مساوى با اين كرهء خاكى خواهند بود ، به اضافهء اين كه ما در روى زمين زندگى مىكنيم و تا حدود زيادى به ماهيت و خواص آن پى بردهايم ، در صورتى كه نزديكترين كرات كه با ما همسايه مىباشد ، كرهء ماه است كه بنا به گفتهء كارشناسان پر از مجهولات و اسرار است .
بلى ، ممكن است مقصود جلال الدين ماده و خواص كرات كيهانى در مقابل انسان و روح اسرار آميز او بوده باشد و مسلم است كه انسان و روح او فوق العاده پيچيده تر و اسرار آميزتر است از كرات آسمانى . و در جايى كه آن قلمرو جامد