به اميد همان راست است كه محبوب همه است ، براى آن كه زهرى را به خورد مردم بدهند ، آن زهر را در قند شيرين داخل مىكنند . همچنين گندم محبوب و خوش خوراك است كه جو فروشان گندمنما را به فروش كالاى پست خود نايل مىسازد . پس مگو تمام دينها يك سره باطل هستند ، زيرا آدم عاقل با آن كه بداند كه يك عقيده و دين باطل است دنبال آن نمىرود ، بلكه حق را دريافته و به اميد حق فريب باطل را مىخورد . باز تو نبايد بگويى : همهء اديان و آراء و نظريات در بارهء حقايق خيال و گمراهى است ، زيرا خود خيالات در مقابل عقايد و انديشه هاى صحيح نمودار مىگردد . ( 1 ) يك شب قدر در ميان شبهاى سال مخفى شده است ، تا جان آدمى همه يا چند شب متحمل را هم مورد توجه قرار بدهد و به نيايش بپردازد ، نه همهء شبها شب قدر است و نه همهء شبها خالى از آن است . در اين دنيا دلق پوشان و تظاهر كنندگان خيلى فراوانند اما :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 346
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٤٦
نه هر كه آيينه سازد سكندرى داند
نه هر كه سر نتراشد قلندرى داند
حافظ مرد با ايمان زيرك و هشيار است كه مرد الهى و هوا خواه حق و حقيقت را از دلق پوشان ظاهر فروش تمييز مىدهد .
اگر كالاى معيوب در دنيا وجود نداشت ، بازرگانان در جستجوى كالاى صحيح نمىكوشيدند و در ميان معيوب و صحيح غوطه ور مىگشتند . [ بدان جهت كه تشخيص كالاى صحيح از باطل بدقت و هشيارى و خردمندى نيازمند است . ] لذا به دست آوردن كالاى صحيح براى هشياران سهل و آسان است ، اگر عيبى در دنيا نبود ، شايسته و ناشايست مفهومى نداشت .
اگر هر چه كه در دنيا است همه معيوب بود ، سودى وجود نداشت ، وقتى كه همهء آن چه را كه مىبينيم چوب باشد ، عودى هم نبايد وجود داشته باشد و به طور كلى هر كس
هامش
( 1 ) تضاد و احكام و خواص آن را از نظر جلال الدين به طور كلى و مشروح در مباحث آينده در يك مبحث استقلالى بررسى خواهيم كرد . .