تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
سال 1771 از دنيا رفته است ) به پادشاه دانمارك ( فرديك پنجم ) پيش نهاد مىكند كه گروهى را در سال 1756 به يمن بفرستد تا آن چه را كه در تورات در بارهء سبا و يمن آمده است تحقيق كنند . فردريك پنج نفر را به سرپرستى كارستون بنوهر به آن سرزمين تعيين مىكند . در سال 1761 اين گروه راه مىافتند و از مصر عبور كرده به يمن مىرسند ( 1762 ) . اين گروه به جز سرپرستشان همه در راه از سختى از بين مىروند ، سرپرست گروه به كشفياتى نايل شده و كتابى در اين باره مىنويسد و مىگويد : دو شهر به نام ظفار و حدافه را كشف كرده است ، خطوط و نقشه هاى كتيبه‌اى در آن دو شهر ديده مىشود كه يهود و عرب از خواندن و درك آنها ناتوانند . در سال 1810 زتسن آلمانى به يمن رفته در شهر ظفار به سه نقشهء كتيبه‌اى دست مىيابد و در شهر مخا پنج فقره از نقشه هاى كتيبه‌اى پيدا مىكند . در سال 1838 يك افسر انگليسى به نام ولسته به آن سرزمين رفته و كتيبه هاى مربوط به اقوام حميرى را در قلعه‌اى به نام حصن غراب پيدا مىكند . اين افسر انگليسى با همراهانش كتيبه ها و نقشه هاى زيادى را از شهر مأرب كه سد مشهور سبايون بوده است پيدا مىكند . در سال 1843 يك فرانسوى به نام ارنو به سبا رفته و 56 كتيبه از صنعاء و خريبه و مأرب و حرم بلقيس با خود مىآورد . بدين ترتيب تدريجاً اهميت مسئله روشن مىشود و جمعيتى به نام « جمعيت آثار سامى » تحت نظارت سرپرست فرهنگ پاريس تشكيل مىشود ، آن گاه مستشرق معروف هالقى را در سال 1869 در پرتو مكتشفين پيشين به سبا مىفرستند ، اين مستشرق 660 نقش كتيبه‌اى با خود مىآورد ، اين شخص به شهرهاى جوف و معين كه پاى تخت دولت معينىها بوده است دست مىبايد ، در حالى كه كه جز در بعضى از كتابهاى يونانى خبرى از آنها ديده نشده بود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 31 | محمد تقي جعفري