3 - اينان هم مانند ما افرادى از بشر هستند ( هيچ مزيت جسمانى و عقلانى و روحى بر ما ندارند ) .
4 - ساحراند .
5 - اگر فردى مانند خودتان را اطاعت كنيد به خسارت خواهيد افتاد .
6 - اين مطالب كه پيغمبر مىگويد ، شعر است .
7 - اين مطالب را فردى به او ياد مىدهد .
8 - اى نوح خيلى جدل بازى مىكنى 9 - اى شعيب نماز تو است كه مىگويد : ما از رسوم و آداب خود دست برداريم ؟ 10 - مردم حرفهاى اينان پوچ است ، مگر پس از آن كه انسانها مردند و استخوانهايشان هم پوسيد مىتوان آنها را زنده كرد ؟ . . . آيا با اين مطالب مىتوان گفت : جملات فوق عقيدهء خود » محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله بوده است و مردم نمىفهمند ؟ به علاوه جلال الدين مطالبى را كه از زبان منكرين قوم سبا گفته است ، محال است كه كوچكترين اعتقادى در بارهء آنها داشته باشد ، زيرا مولوى پيامبران را حد اقل به عنوان رهبر و مرشد در سير و سلوك مردم به سوى خدا مىپذيرد .
6 - در تفسير بيان مولوى چنين استدلال مىكند :
« همه مىدانند كه سبا شهرى است در يمن كه مردمش تا امروز از عالم وحشت و نادانى بيرون نشدهاند ، ايشان از كجا اين اقوال حكيمانه را پيدا كرده و بر پيغمبران القاء نمودند ؟ » اما داستان سبا و سد مأرب ، تا دورانهاى اخير با اين كه در تورات و قرآن آمده مورد توجه محققان نبوده است ، ولى حالا توجه فرماييد كه كشفيات و حفريات اخير چه داستانى از تمدن سبا به ما اثبات مىكند :
دانشمند آلمانى ميخائيل كه در فلسفهء علوم الهى مرد محققى بود ( و در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 30
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠