سر نوشت حتمى براى من ثبت شده است ، احتياج به پاسخ دقيقتر و عالىتر دارد و مجرد دگرگونى احوال انسانى دلالتى بر اختيار ندارد .
تفسير ابيات
[ براى اين كه معناى تحريك براى بيدارى از طرف موجودات پليد كه آدمى را در خواب غوطه ور مىسازد ، درست قابل درك شما ، شود مثالى مىآورم ] :
شخصى در پستو ( يا حصار ) خانه اش دزدى ديد و به دنبال او چند ميدان دويد تا دزد را از خستگى غرق عرق كرد ، نزديك بود كه صاحب خانه با يك حملهء ديگر او را دريافته و گرفتارش كند ، ناگهان دزد ديگرى فرياد زد كه بيا ، من نشان پاى دزد را به تو بنمايم زود باش ، اى مرد كار بر گرد ، تا وضع نابه سامان را ببينى . وقتى كه صاحب خانه فرياد آن دزد را شنيد بانديشه فرو رفت و گفت : اين دزد جامه چاك گرفتار شده است ، شايد آن طرف دزدى باشد كه اگر فورا به دو نرسم ، بزن و فرزندم مسلط مىشود ، آن گاه بستن دست و پاى اين دزد چه سودى براى من خواهد داشت .
آن صدا كننده كه مرد مسلمانى است از روى راد مردى و كرم مرا صدا مىكند ، اگر دعوت او را اجابت نكنم در پشيمانى غوطه ور خواهم گشت . به اميد مهربانى و شفقت آن مرد [ دزد ديگر كه بىنوا صاحب خانه او را شخص نيكو خواه مىپنداشت ] دزدى را كه نزديك بود گرفتارش كند رها ساخت و برگشت و به سوى آن صدا كننده . به او گفت : اين صدا و افغان براى چيست ؟ چه شده ؟ آن شخص ( دزد ) به او گفت : اين كه با دقت ببين ، اين نشان پاى آن دزد نابه كار است . معطل مباش ، زود دنبال اين نقش و نشان را بگير و برو . صاحب خانه مىگويد : احمق چه مىگويى ؟ من خود آن دزد را پيدا كرده بودم ، تو بانگ زدى رهايش ساختم ، من گمان مىكردم تو هم آدمى ، نمىدانستم تو خرى ، اين چه ياوه گويى است ، من حقيقت را پيدا كرده بودم ، تو به من نشان پا را معرفى مىكنى ؟ دزد مىگويد : من نشانى از حقيقت به تو دادم ، خود اين نشان مىگويد : من آگاهى به حقيقت دارم . صاحب خانه مىگويد : تو يا از آن شيادهاى