به اقرار آوردن معاويه ابليس را
اى سگ ملعون جواب من بگو
راستى گو و دروغى را مجو
( ( 2756 ) ) تو چرا بيدار كردى مر مرا ؟
دشمن بيداريى تو اى دغا
( ( 2757 ) ) همچو خشخاشى همه خواب آورى
همچو خمرى عقل و دانش را برى
( ( 2759 ) ) من ز هر كس آن طمع دارم كه او
صاحب آن باشد اندر طمع و خو
( ( 2760 ) ) من ز سركه مىنجويم شكَّرى
مر مخنّث را نگيرم لشكرى
( ( 2761 ) ) همچو گبران مىنجويم از بتى
كو بود حق يا ز حق او آيتى
من نجويم پاسبانى را ز دزد
كار ناكرده نجويم هيچ مزد
( ( 2763 ) ) من ز شيطان اين نجويم كاوست غير
كه مرا بيدار گرداند به خير
( ( 2756 ) ) تو چرا بيدار كردى مر مرا
دشمن بيداريى تو اى دغا
كسى كه همواره تو را خواب آلوده مىخواهد ، اگر ديدى مىخواهد بيدارت كند ، بدان كه او مىخواهد تو را از يك پهلو به پهلوى ديگر بر گرداند
اگر ديديد كه شراب سر از پياله بر آورده مىگويد : اى مىگسار عقلت را از دست مده ، اگر ديديد كه حشيش يا هروئين در هشيارى و خود آگاهى انسانها داد سخن مىدهد اگر ديديد نفس حيوانى شما در بارهء رشد شخصيت الهى شما فلسفه ها جور مىكند - بدانيد كه آن شراب و حشيش و نفس حيوانى يك رگ ديگر از مستى و ناهشيارى و پرستش ( خود حيوانى ) شما را به دست آوردهاند .