تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
همچنين اگر ديديد يك فرد كه به اخلاق و وجدان پاى بند نيست و به اصطلاح معمولى آن را جزء خرافات مىداند . اگر دم از اخلاق و وجدان زد و شما را بداشتن آنها دعوت و تحريك نمود ، بدانيد كه نغمهء تازه‌اى براى به دست آوردن اغراض شخصى خود ساز كرده است . اگر كسى به دين اعتقاد ندارد و شروع كند به ترويج خدا يا بى و تشويق به اتخاذ مبانى دينى ، اشتباه نكنيد اين همان وضو و نماز است كه گربهء گرسنه براى به دست آوردن موشها به راه انداخته است . بىنوا ساده لوحان ، بىچاره مردم يك دل و يك رو كه حقايق و واقعياتشان در دست گرگهاى ميش نما و شرابهاى شربت نما و حشيشهاى بيدارىنما مشوش مىگردد .

تفسير ابيات

معاويه مىگويد : اى سگ ملعون و طرد شدهء بارگاه الهى جواب مرا بگو ، راست بگو ، با دروغ بىفروغت مرا فريب مده . بگو ببينم : تو كه دشمن سر سخت بيدارى فرزندان آدمى ، چرا مرا بيدار كردى ؟ مثل تو همان خشخاش خواب آور است ، تو همان شراب پليدى كه عقل و دانش را از مغز انسانى مىربايى : اكنون محاصره ات كرده‌ام ، حيله گرىهاى نابه كارانه ات را كنار بگذار و راست بگو . من اين مقدار مىفهمم كه از هر كس آن چه را كه طبع و خوى او مقتضى است توقع داشته باشم آيا مىتوان از سركهء ترش توقع شيرينى شكر داشت ؟ آيا از مرد نابه كار مىتوان انتظار سربازى توانا داشت ؟ من آن گبر بد بخت نيستم كه بت را به جاى حق يا آيتى از حق بگيرم و بپرستم . كدامين خردمند آگاه تا كنون از سرگين توقع بوى مشگ داشته است ؟ احمق است آن كسى كه در آب جو دنبال خشت خشك مىگردد . ابله آن كه از دزد توقع پاسبانى داشته و كار نكرده مطالبهء مزد مىكند . شيطان آن گاه بيدار كردن به نماز