تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

عقيده هايى را كه بعضى در خصوص اهورا مزدا و اهريمن و مناسبات آنان اظهار مىدارند در خصوص ذات لا يزالى و شيطان فرض كرده و مىگفتند كه : شيطان نقطهء مقابل خداوند است و مسلمانان دو خدا مىپرستند ، پس مىتوان گفت كه اگر كسى در فلسفهء حضرت زردشت و آيين تشريعى او توجه و تحقيقات تاريخى نموده و تطورات و تحولاتى را كه هر فلسفه و مرامى در قرون متكاثره نموده بسنجند - بدون ترديد تعليمات حضرت زردشت را در يكتا پرستى ثابت خواهند دانست . ( 1 ) ملاحظه مىشود كه حتى در فلسفهء زردشت هم مقابل قرار گرفتن شيطان با خدا و شركت او در قلمرو هستى مورد انكار است . پس اين مطلب كه موضوع شيطان و تقابل او با خدا در اسلام از آيين زردشت اخذ شده است ، مطلبى كاملًا سطحى است كه ناشى از بىاطلاعى از هر دو مكتب ( اسلام و زردشتى ) است ، زيرا - چنان كه ديديم نه در آيين زردشت چنين مسأله‌اى وجود دارد و نه چنان كه بيان خواهيم كرد اسلام داراى چنين عقيده‌اى است . بعضى ديگر از نويسندگان گمان كرده‌اند موضوع شيطان در اسلام همان خالق ظلمت و شر در مسلك مانى است ، اين مطلب هم كاملًا غلط و بىاساس است . درست است كه اكثريت قريب به اتفاق نويسندگان ملل و نحل مسلك مانى را ثنويه ناميده و گفته‌اند كه او به دو خالق قديم ( نور و ظلمت ) معتقد است . يعقوبى مىگويد : مانى مىگويد : تدبير كنندهء عالم دو موجود است و هر دو قديمند : نور و ظلمت . اين دو موجود دو خالق هستند ، نور خالق خير و ظلمت خالق شر . هر يك از ظلمت و نور نامى است به پنج معنى : رنگ و طعم و بو و نمود لامسه در اجسام و صدا و اين دو موجود شنوا و بينا و دانا مىباشند . . . » ( 2 )

هامش
( 1 ) زردشت باستانى و فلسفهء او ، حاج ميرزا عبد المحمد خان ، ص 98 . .
( 2 ) تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 159 و 160 . .