تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

ابن النديم اسحاق بن ابى يعقوب هم مضامينى شبيه به مطالب فوق نقل كرده است : « مبدأ عالم دو موجود است : يكى نور و ديگرى ظلمت و هر يك از ديگرى جدا است . نور آن موجود بزرگ و اول است و از مقولهء عدد نيست و او است خدا - پادشاه باغهاى نور يا قلب نور و پنج عضو دارد : حلم و علم و عقل و غيب و فطانت و داراى پنج جزء روحانى است : محبت و ايمان و وفا و مروت و حكمت . [ سپس براى ظلمت هم اعضاى پستى را بيان كرده است ( 1 ) ] در بارهء مفاهيم پنجگانه كه در مسلك مانى ديده مىشود يعقوبى با ابن النديم مخالف است و به هر حال ثنويتى كه در مكتب مانى ديده مىشود ، در آيين زردشت وجود ندارد . مقايسهء ثنويت مانى ( خدا و شيطان ) با مكتب اسلام ناشى از كمال بىاطلاعى است ، زيرا : 1 - در مكتب مانى نور خالق ظلمت نيست ، در صورتى كه در اسلام خدا آفرينندهء شيطان است پس خدا قديم و شيطان حادث است . 2 - شيطان در دين اسلام هيچ گونه توانايى شركت در خلقت و شئون آن را ندارد ، در صورتى كه ظلمت در مسلك مانى جنبهء آفرينندگى دارد . اگر اين دو تفاوت اساسى را در نظر بگيريم ، روشن مىشود كه مسئلهء شيطان كه در مسلك مانى بنا به نقل ابن النديم خود آفريده شدهء ظلمت است غير از آن است كه در دين اسلام مطرح شده است .

مسئلهء دوم - حكمت آفرينش وجود شيطان

گفته شده است كه : حكمت آفرينش يك موجود پليد كه مردم را تحريك به گمراهى و اغوا به معصيت مىكند چيست ؟ اين سؤال از اين گمان ناشى شده است كه خداوند از اول موجودى به عنوان شيطان با داشتن ماهيت پليد آفريده است ، ولى اين گمان
هامش
( 1 ) الفهرست ، ابن النديم ، ص 472 . .