قيمت گوهر گرانبها را نمىتواند بپردازد ، بلكه اصلا نمىتواند اطلاعى از عظمت گوهر گرانبها داشته باشد ، زيرا - خريدار علم واقعى كسى است كه مىداند كه اين گوهر بس شريف قابل خريد و فروش نيست ، چگونه مىتوان آن را در معرض خريد و فروش قرار داد ؟ بلكه او احساس مىكند كه وجود او مانند چراغى است كه مىتواند وسيلهء روشن شدن چراغهاى ديگر باشد يا نظير وسيلهء انتقال نيرو است ، كارى كه او كرده است در جريان نيرو عايقى به وجود نياورده است ، وقتى كه او مىداند نيرو از آن او نيست پس چه چيز را در معرض فروش بگذارد . اگر آن خريدار اطلاعى از حقايق فوق ندارد ، بايستى با تمام خلوص نيت بكوشى كه تقاضاى روح او را برايش اثبات كنى تا به همان مرحلهء فوق برسد . اگر تعليم و تربيت اين اثر را در وى ايجاد نكرد ، همان مشت گل است كه نمىتواند خريدار علم و شخصيت تو باشد .
( ( 2444 ) ) دستگير از دست ما ما را بخر
پرده را بردار و پردهء ما مدر
( ( 2445 ) ) باز خر ما را از اين نفس پليد
كاردش تا استخوان ما را رسيد
خداوندا پيش از آن كه پردهء موجوديت ما دريده شود و با اسف انگيزترين وضع با تو و با خويشتن روبه رو شويم با عنايات ربانيت پرده هاى ظلمانى جهل و هوى پرستى را از مقابل حواس ما بردار
در همين جهان طبيعت پا بزندگى مىگذاريم ، مقدارى از عناصر مادى را در وجود خود مستهلك مىسازيم ، موجوديتى بدست مىآوريم ، لذت مىچشيم و با درد و اندوه گلاويز مىشويم ، چند صباحى از روى تكبر و نخوت در اين خاكدان قدم بر مىداريم ، سود مىدهيم و سود مىگيريم ، دردى در ديگران ايجاد مىكنيم و دردى