و بهلول به خدمت حضرت امام رفت و از صورت واقعه خبر داد و التماس نمود كه او را در آن باب ارشادى نمايد : آن حضرت فرمودند كه خود را گسسته مهار و ديوانه و بىوقار ظاهر مىساز . بهلول بمقتضاى اشارهء واجب الاطاعه عمل نمود و خود را از تكليف هارون خلاص فرمود . » ( 1 ) سيد نعمة الله جزائرى علت به ديوانگى زدن بهلول را به شكل ديگرى نقل كرده است . او مىگويد : « نقل شده است كه هارون الرشيد مىخواست يك نفر را به قضاوت انتخاب كند ، با ياران خود مشورت نموده ، آنها گفتند كسى جز بهلول صلاحيت قضاوت را ندارد ، هارون بهلول را احضار كرده گفت : اى شيخ به ما كمك كن ( 2 ) بهلول گفت چه چيزى به تو كمك كنم ؟ هارون پاسخ داد : با كار قضاوت . بهلول گفت : من صلاحيت اين كار را ندارم هارون گفت : همهء اهل بغداد در صلاحيت تو اتفاق نظر دارند . بهلول مىگويد : سبحان الله من به نفس خود آشناترم از آنها و با اين اعتراف در بارهء خودم صلاحيت قضاوت را ندارم ، زيرا - يا راست مىگويم و يا دروغ اگر راست مىگويم بدون شايستگى چگونه متصدى اين منصب باشم و اگر دروغ مىگويم ، دروغگو صلاحيت قضاوت را ندارد . هارون و يارانش اصرار زيادى كردند كه بهلول منصب قضاوت را بپذيرد ، تا حدى كه گفتند نمىتوانى از دست ما خلاص شوى مگر اين كه شغل قضاوت را قبول كنى . بهلول مىگويد : اگر ناچار از اين كاريد ، مهلتى بدهيد تا در اين باره فكرى كنم مهلت دادند ، او رفت و در روز دوم بهلول را ديدند كه ديوانه وار سوار بر نى يا
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 708
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٠٨
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين - قاضى نور الله شوشترى ، چاپ سنگى ، تهران ، 1268 ، ص 250 . .
( 2 ) اين جمله « كمك كن » را به قرينهء جواب ترجمه كرديم و عبارت به نظر صحيح نمىرسد آن چه كه وجود دارد اين است « على علمنا هذا » و به طور اطمينان در چاپ اشتباه شده است . .