در كار نباشد زندگى وجود ندارد و تا اختلاف و تضادى وجود نداشته باشد تفاعلى امكان نخواهد داشت . اين اختلافات در صورت ، با رهبرى صحيح نه تنها زيان بخش نيست ، بلكه زندگانى قابل ادامه و پيش رفت بدون اختلافات طبيعى امكان پذير نخواهد بود . قدرتهاى طبيعى اگر رو در روى هم قرار بگيرند و از توجيه شايسته اى برخوردار شوند ، بدون ترديد با هماهنگى منطقى اجتماعى بارور خواهند شد . ائتلاف قدرتهاى طبيعى در تاريخ ، افراد و طبقات و جوامع را به طور فراوان از سقوط حتمى نجات داده است . بالعكس هنگامى كه گروهى از اشخاص مىخواستند افراد يا طبقات يا اجتماعى را ناتوان نموده و زير دست و مطيع خود قرار بدهند ، مىكوشيدهاند كه از ائتلاف و اتحاد قدرتها جلوگيرى نموده و فعاليت و محصول نيروها را خنثى نمايند . آيات فراوانى در قرآن مجيد قدرت را به عنوان صفت الهى ياد مىكند ، در حدود 58 آيه خدا را گاهى به عنوان تواناى مطلق و گاهى توانا به موضوعات مهم متذكر مىشود . خداوند در آيات ذيل قوت و قدرت را در خود منحصر مىكند : « . . . أَنَّ اَلْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً 2 : 165 . . . » ( 1 ) ( همهء قوا از آن خدا است ) . « . . . ما شاءَ الله لا قُوَّةَ إِلَّا بِالله 18 : 39 . . . » ( 2 ) ( آن چه كه خدا مىخواهد ، قوتى وجود ندارد مگر با خواست خداوند ) . « إِنَّ الله هُوَ اَلرَّزَّاقُ ذُو اَلْقُوَّةِ اَلْمَتِينُ . » 51 : 58 ( 3 ) ( خدا است كه روزى دهنده و داراى قوت متين است . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 685
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٨٥
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيه ، 165 . .
( 2 ) سوره الكهف ، آيه 39 . .
( 3 ) سوره الذاريات آيه 85 . .