اما متوجه باشيد : هر ديوانه را مانند ديوانه نمايى كه گفتيم چون جان عزيز تلقى نكنيد ، اى سامرى منش گوساله اى را [ به جاى خدا ] سر منه و نماز مبر .
چه بسا يك مرد خدا صدها هزار اسرار و حقايق پشت پرده اى را آشكارا با تو در ميان نهاد ، ولى تو به جهت نداشتن فهم و دانش نتوانستى آنها را دريابى و سرگين را از عود عطر زا تشخيص بدهى .
بدان جهت كه اولياء الله پرده اى از جنون براى خود مىسازند ، تو اى نابيناى بىنوا چگونه او را تشخيص داده و خواهى شناخت ؟ اگر ديده گان واقع بين داشته باشى مىتوانى در زير هر سنگى يك موجود الهى و در ميان هر لباس گليم ژند يك موسى كليم پيدا كنى .
در سفر روحانى تنها راد مرد الهى است كه مىتواند دست يك مسافر را گرفته تا مقام ولايت و راد مردى برساند ، اما اين اولياء الله را از آن جهت كه خود را به قيافهء ديوانگان در آوردهاند ، نمىتوان با عقل معمولى تشخيص داد [ مثال روشن براى اين مطلب اين است كه : ] اگر يك دزد بينا لباس يك شخص كور را ببرد آن نابينا نمىتواند او را به بيند و دريابد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 680
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٨٠