تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١

بازتابى ( انعكاسى ) و اضطرارى و اجبارى و اكراهى تفكيك مىكند . اين هدف گيرى است كه ما را به دنبال پيدا كردن مقدمات و وسايل روانه مىسازد و چنان كه در كتاب جبر و اختيار گفته‌ايم : هدف است كه روشن كننده و ارزش دهندهء كارى است كه در تحصيل آن انجام مىدهيم . ( 1 ) سايه - مسلم است كه هدفهاى انتخاب شدهء ما همانند كارهايى كه انجام مىدهيم همواره خالص و تجريد شده از ساير حوادث و رويدادها به دست ما نمىآيد . چنان كه جلال الدين مثال زده است اگر گندمى را هدف گيرى كنيم و زراعت و زحمات آن را متحمل شويم ، خرمن گندم خالص و تجريد شده از ضمايم و اضافات براى ما از زمين نمىرويد ، بلكه اين گندم در ميان سنبل است كه براى به دست آوردن آن بايستى سنبلها را بكوبيم و كاه را از گندم جدا كنيم . مواظب خود باشيم كه گندم را كه هدف اصلى ما بوده است با كاه كه مانند سايه به دنبال گندم از زمين روييده است اشتباه نكنيم . در موقعى كه در يك سالن براى شنيدن درس يا سخنرانى نشسته‌ايد هدفى داريد كه عبارت است از به دست آوردن مجهولات مربوطه ، ضمناً سايهء شما هم روى زمين افتاده است . آيا تا كنون حتى در عالم خواب هم اين سايه را كه از صندلىها يا از وجود شما در آن سالن به زمين افتاده است با هدف كه عبارت است از فرا گرفتن علم ، اشتباه كرده‌ايد ؟ نه هرگز . اين عوارض و ضميمه ها كه ما در اين مبحث به عنوان سايه معرفى كرده‌ايم ، در تمام شئون آدمى از وجودش گرفته تا كار و هدفش را فرا گرفته است . مبادا فريب آنها را بخوريم و از دريافت حقيقت آنها منحرف شويم ، اكنون كه سايهء موجوديت

هامش
( 1 ) در بارهء دو حقيقت وسيله و هدف در مجلد پنجم بحث مشروحى خواهيم داشت . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 601 | محمد تقي جعفري