1 - كار .
2 - هدف .
3 - سايه .
براى به دست آوردن يك نتيجه مسلم است كه احتياج به مقدمات و وسايلى داريم كه بايستى از ميان جنگل حوادث و رويدادهاى طبيعى استخراج شوند .
اين مقدمات و وسايل به دو قسم اساسى تقسيم مىگردند :
الف - موضوعات طبيعى و انسانى كه از حدود اختيارات ما بيرون هستند .
ب - كار و كوشش كه خود ما انجام دهندهء آن مىباشيم . ما در مقابل آن موضوعات كه اختيارى نداريم و بايستى آن موضوعات وجود داشته باشند تا بتوانيم كار و كوشش خود را در روى آنها و به وسيلهء آنها پياده كرده به نتايج مطلوب برسيم ، هيچ گونه مسئوليتى نداريم ، زيرا ، چنان كه گفتيم : از اختيار ما بيرون هستند ، مثلًا روشنايى كرهء خاكى ما مربوط به تابش خورشيد است و ما كارهايى داريم كه بايستى در روشنايى آفتاب انجام بگيرد ، اما كرهء خورشيد در اختيار ما نيست كه بدل خواه خودمان روبه رو شدن آن را با كرهء زمين زيادتر يا كمتر و يا روشنايىاش را ضعيفتر يا شديدتر كنيم . به همين جهت است كه محدوديت و مشخص بودن كارهاى مربوط بروشنايى روز به هيچ وجه تقصيرى براى كسى اثبات نمىكند .
اما در مسئلهء كار مىتوان گفت : مطابق دلايل عقلى و نقلى تا آن حدود كه بتوانيم براى حفظ موقعيت خود و وصول به هدفهايى كه در زندگانى مادى و معنوى مورد نياز ما مىباشد گامى برداريم ، كاملًا و صد درصد مسئول مىباشيم و با عبارت مختصرتر كارى كه براى هدف ما ضرورت دارد و در حدود توانايى ما است ضرورىترين بايستگىهاى ما است كه با هيچ منطقى نمىتوانيم شانه از زير بارش خالى كنيم .
هدف - جاى ترديد نيست كه انگيزهء اصلى كارهاى آگاهانه و ارادى ما همان هدف است كه براى به دست آوردن موقعيت يا كيفيت مطلوبى از زندگانى مادى و معنوى انتخاب مىكنيم و در حقيقت همين هدف گيرى است كه كارهاى ارادى ما را از كارهاى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 600
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٠٠