رجعت به قصهء مريض و عيادت پيغمبر صلى الله عليه و آله
( ( 2213 ) ) در عيادت شد رسول بىنديد
آن صحابى را به حال نزع ديد
( ( 2214 ) ) چون شوى دور از حضور اوليا
در حقيقت گشته اى دور از خدا
( ( 2215 ) ) چون نتيجهء هجر همراهان غم است
كى فزاغ روى شاهان ز ان كم است
( ( 2216 ) ) سايهء شاهان طلب هر دم شتاب
تا شوى ز ان سايه بهتر ز آفتاب
رو بخسب اندر پناه مقبلى
بو كه آزادت كند صاحب دلى
( ( 2217 ) ) گر سفر دارى بدين نيت برو
ور حضر باشد از اين غافل مشو
فاخته سان روز و شب كوكو تو گو
گنج پنهانى ز درويشى بجو
در به در مىگرد و مىرو كو به كو
جستجو كن جستجو كن جستجو
تا توانى ز اوليا رو بر متاب
جهد كن و الله اعلم بالصواب
تفسير ابيات
پيغمبر بىنظير ما به عيادت يك صحابى روانه شد ، آن صحابه در حال احتضار و شمردن نفسهاى آخرينش بود . اكنون كه نتيجهء هجران دوستان غم و اندوه است ، اندوه هجران اولياء الله چه قدر شديدتر خواهد بود ؟ هر لحظه در جستجوى سايهء اولياء الله بشتابيد تا به بركت آن سايه بهتر از خورشيد فروزان شويد .
آرامش روحى را در پناه مقبلان و نيك روانان بجوييد ، باشد كه شما را به آزادى واقعى برسانند ، اگر در حال سفرى ، وصول به خدمت اولياء الله را نيت كن و اگر در حضرى ( در جايگاه سكونت خويش هستى ) از جستجوى مردان خدا غافل مباش .
تو مانند پرندهء فاخته روزان و شبان [ پيش از آن كه ستارگان اين آسمان لاجوردين و اين خورشيد جهان تاب و ماه سيمين به خاك تيره ات بنگرند و زمزمهء