ذيل را خواهيم ديد :
1 - وجود گروهايى از انسان .
2 - اين گروه ها داراى حقايق مشتركى هستند كه اشتراك در منافع و مضار آنها را توضيح مىدهد .
3 - هر يك از اين گروه ها داراى مختصاتى است كه از نظر طبيعى يا قرار دادى بان گروه بستگى دارد .
4 - حقايق مشترك مىتواند هدف مشتركى را براى آنها كشف يا ايجاد نمايد .
5 - اين هدف مشترك قابل تحليل به هر يك يك از مختصات گروه هاى مفروض مىباشد .
قضيهء پنجم اين نتيجهء منطقى را در بر دارد كه هر يك از مختصات به عنوان يك واحد در سيستم مجموعى هدف دخالت ضرورى دارد .
6 - براى اين كه شخص يا گروهى از انسانها به جهت داشتن حدود مشترك و مختصات مطلوب ، در يك مجموعه سيستماتيك براى وصول به يك هدف شركت داشته باشد بدون ترديد بايستى موقعيت طبيعى خود را كه مقتضى روشها و هدفهاى شخصى و مخصوص به خود مىباشد ، به سوى مجموعه سيستماتيك كه براى وصول به هدف معين متشكل شده است توجيه نموده و بتواند با قدر مشترك و مزيت اختصاصى در هدف مفروض تأثيرى داشته باشد . روى اين اصل قضيهء ديگرى داريم كه به قرار ذيل است :
7 - هر انسان يا گروهى از انسانها هنگامى كه براى وصول به يك هدف خود را در يك مجموعه متشكل بسازد . اين انسان يا اين گروه حذفى كرده است و انتخابى . حذف موقعيت فردى خويش و انتخاب موقعيت تشكل با مجموعه .
8 - ورود به حوزهء تشكل يك مجموعهء رو به هدف چنين نيست كه اعضاى آن مجموعه را از دستبرد تغييرات و عوامل اخلال كننده بر كنار ساخته به طور خشك و جامد آنها را به سوى هدفشان رهسپار بسازد . اين قضيهء هشتم نتيجه يا قضيهء ديگرى را در بر دارد كه به قرار ذيل است :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 581
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٨١