و خوش دلى به سراغ او برويم ، عيادتش كنيم ، تسليتش دهيم . شعله هاى حيات را به ديده گان بىفروغش بر گردانيم ، تصور كنيد كه در آن حال كه دشمن شما در بستر بيمارى با دردهاى جانكاه گلاويز است ، گاهى پوشاك را به روى پاهايش دور مىكند ، گاهى به طرف راست مىگردد ، گاهى رو به بستر مىافتد و گاهى چشمان خود را مىگرداند كه كسى پيدا شود و او را حركتى دهد كه او بنشيند شايد كه از دردش كاسته شود . در اين حال شما كه در موقع هم قافله گى حيات به روى هم نگاه نمىكرديد ، بلكه مرگ يكديگر را مىخواستيد از در وارد شويد ، با ديده گان هم دردى و محبت و تسليت در او بنگريد .
آيا مىتوانيد عظمت اين ديدار را حتى در عالم رويا مجسم كنيد ؟ نه هرگز ، سوگند به آن خدايى كه زندگى و مرگ در دست او است ، عالم معنى و روح منظره اى زيباتر از اين ديدار در فرزندان آدم سراغ ندارد كه دشمنى به بالين دشمن بيمار وارد شود و بگويد : در اين لحظات درد آگين به بالينت آمدهام .
آرزويم اين است كه از اين گرداب مخوف رها شوى ، از آن موقع كه حيات تو در خطر افتاده است حيات خودم را هم در خطر ديدهام ، كينه و عداوت ما همانند كينه و عداوت كودكان بوده است كه لحظه اى يكديگر را آزار مىدهند ، اگر يكى به گريه و ناله در افتاد ديگرى گريه و ناله تلخترى خواهد داشت ، زيرا ، آن كه صدمه ديده است به شكنجه و درد آن صدمه مىگريد ، اما آن ديگرى به گريه و جان آن كودك آزرده مىگريد ، گريهء دوم تلختر است .
تفسير ابيات
يكى از صحابه پيغمبر اكرم به بيمارى مبتلا شد ، پيغمبر ما به عيادت او رفت . شما هم عيادت بيماران را ترك نكنيد ، زيرا ، عيادت رفتن شما فوايدى در بر دارد كه به خود شما عايد مىشود :
فايدهء اول - شايد آن شخص بيمار از اولياء الله بوده باشد كه در زندگانى عادى او را نشناخته بودى ، زيرا ، ما مردم غالباً به اشخاص و حوادث با چشم دل نمىنگريم ،