نفس ساختهاند .
اينان كه هزاران قرآن و اسامى مقدس را وسيلهء تقويت نفس حيوانى قرار دادهاند چه اعتبارى به سوگند خويش خواهند گذاشت ؟ آن انسانى كه بدون سوگند پيمانها مىشكند ، يقين بدانيد كه اگر سوگند بخورد وضعش بدتر خواهد گشت ، زيرا ، هنگامى كه بخواهى به نفس وحشى درنده مهار بزنى نفس آشفته تر و وحشىتر مىگردد ، چونان اسيرى كه بخواهد به حاكم ما فوق خود زنجيرى بزند مسلم است كه حاكم نيرومند به زودى آن زنجير را پاره كرده و آن را بر سر خود اسير خواهد كوفت .
تو در بارهء اين اسيران هوى و هوس نفسانى از دلايل قرآنى كه مىگويد : « به پيمانها وفا كنيد و سوگندهاى خويش را مراعات نماييد » چشم بپوش . كسى كه دروغگويى او بر ما ثابت شود نبايد سوگند و پيمان او در نزد ما فروغ و ارزشى داشته باشد .
اگر مردم مىدانستند كه در موقع پيمان بستين چه كسى طرف پيمان آنها است يعنى اگر مىدانستند كه خدا است كه طرف يا شاهد و پيمان و سوگند آنها است موجوديت خود را در گرو همان پيمان و سوگند مىبستند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 565
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٦٥