تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
مواقع ممنوعيت تحميل شده خواه موجب بستن پيمان بوده باشد يا نه ، خود به خود انسان را وادار به ناديده گرفتن و پاره كردن زنجير ممنوعيتها مىسازد ، اختلافات فراوانى كه ميان طبقات بالا و طبقات پايين در امتداد تاريخ مشاهده شده است ، مقدار زيادى از آن اختلافات ناشى از همين اتهام است كه طرفين در يكديگر ايجاد كرده و در نتيجه ممنوعيتها اگر چه موافق مصلحت و قانون هم بوده است خود باعث لجاجت و اشتياق به بر طرف كردن آنها گشته است . در غير اين صورت ، يعنى در مواردى كه فرض شود اشتياق به گسيختن زنجير ممنوعيت براى كشف واقع يا اتهام ممنوع كننده نبوده باشد ، مسائلى مطرح مىشود كه به طور اختصار بررسى خواهيم كرد و به همين جهت است كه عنايت خداوندى بر آن قرار گرفته است كه پيامبران و اولياء الله و مصلحين واقعى انسانها را از معرض اتهام به كلى دور ساخته است . بىطمعى و پاكى نيت آنان اولين گام در راه وصول به هدفشان مىباشد . قرار گرفتن نفس در مقابل ممنوعيتها اشكال گوناگونى دارد كه ما دو صورت اساسى آنها را ذيلًا ياد آور مىشويم صورت اول - نفس يا ( خود طبيعى ) در حالت جريان عادى خويش است و ( من عالى ) نيز توانايى هدايت هر دو طرف را دارا است ، و ساير قواى درونى از قبيل تعقل و وجدان هم در حدود امكاناتى كه دارند مشغول فعاليت مىباشند . در اين صورت روبه رو قرار گرفتن نفس با ممنوعيتها اگر توام با هماهنگى نفس با تعقل و وجدان بوده باشد بدون ترديد پس از غور و بررسى در موضوع ممنوع و احساس شايستگى آن از طرف عقل و وجدان نفس از ارتكاب به ممنوع خوددارى خواهد كرد . اگر پيمانى با خويشتن ببندد با شديدترين نيرو پاى بند پيمان خواهد بود . صورت دوم - نفس يا ( خود طبيعى ) فعاليت تعقل و وجدان را تحت الشعاع
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 562 | محمد تقي جعفري