تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
و ( من برتر ) و ( من عالى ) و آنان مىتوانند اجتماع را مجموعهء تشكل يافته از افراد مفروض بسازد . اما اين كه كدام يك از اين دو قلمرو اصيل است افراد و تأثير آن در اجتماع يا اجتماع و تأثير آن در فرد ؟ مسئله اى است كه در مباحث آينده مشروحاً بررسى خواهد گشت .
( ( 2135 ) ) چون كه بىسوگند پيمان بشكند گر خورد سوگند ز ان بدتر كند ( ( 2136 ) ) ز ان كه نفس آشفته تر گردد از آن كه كنى بندش به سوگند گران

آن گاه كه مىخواهيد با خودتان پيمانى ببنديد پيش از همه چيز قدرت و لجاجت نفس حيوانى و نيروى اجرايى من ايده آل تان را دقيقاً بررسى كنيد

مسئله اى را كه جلال الدين در دو بيت فوق مطرح كرده فوق العاده جالب و با اهميت است ، مضمون اين جملهء عربى را شايد اغلب افراد به خاطر داشته باشند كه : « الانسان حريص على ما منع » . ( انسان به آن چه كه ممنوع شده است حرص و اشتياق دارد ) . اين مسئله يك صورت شايسته اى دارد كه ممكن است موجب ترقى و تعالى يك فرد را فراهم سازد . صورت شايستهء اين مسئله بدين ترتيب است كه بدان جهت كه انسان در طول زندگانى خود با مقدارى از ممنوعيتها روبه رو مىشود كه براى او تحميل شده است ، مخصوصاً اگر تحميل كنندگان در نظر انسان متهم به ناپاكى نيت و سوء استفاده باشند ، در اين موارد حرص و اشتياق به كشف و ارتكاب ممنوع نه تنها شايسته و بلا مانع است ، بلكه مواردى پيش مىآيد كه ضرورى جلوه مىكند ، در اين