تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
تا كنون ديده‌ايد كه گاو به شير نر ميل كند ؟ اگر ديديد در دنيا گرگى با آن كه گرگ است ، مىخواهد هم دم يوسف گشته و به او عشق بورزد ، بدانيد كه او مكرى در مغز خويش مىپروراند ، زيرا ، گرگ كارى غير از دريدن و خوردن ندارد ، گرگ را با يوسف چه سنخيتى است ؟ بلى آن گاه كه گرگ خوى درندگى خود را كنار بگذارد ، در حقيقت دست از گرگ بودن بر دارد مانند سگ اصحاب كهف جزء بنى آدم مىگردد . ابو بكر صدق پيامبر ما را ديد و گفت : اين مرد راستگو است ، زيرا ، ابو بكر از پيامبر بويى استشمام كرد و گفت : اين شخص كه مىبينم دروغگو نيست . اما ابو جهل تبه كار چون درد نقص خود را درنيافته بود معجزات فراوانى مانند شق القمر را از پيغمبر ديد و باور نكرد . اگر از يك دردمند كه حقيقتاً به دردمندى خود آگاه است و در صدد پيدا كردن درمان است اگر هم درمان را از او پوشيده بداريم او پيدا خواهد كرد و بالعكس كسى كه به دردمندى خود آگاه نيست هر چقدر هم كه درمان براى او نشان بدهيد او نخواهد ديد يا نخواهد پذيرفت ، آه از تلفات بىشمار جهل مركب بياييد آينهء دل را صاف و صيقلى كنيد تا صورت زشت را از نيكو تشخيص بدهيد .