تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥

و به فريادش مىرسد . آرى در دنيا شير مردان فراوانى وجود دارند كه در موقع بلند شدن افغان و فرياد استمداد ستمديده گان از خود مىگذرند و جانبازىها مىكنند ، [ اگر آن شير مردان وجود نداشتند اژدهايان مخوف ميدانى براى زندگى ناتوانان نمىگذاشتند ] . آنان مانند رحمت خداوندى هستند كه در تمام آفاق و انفس جهان هستى گسترده شده‌اند . آنان ستونهاى نگه دارندهء جهان در مقابل عوامل اخلالگرى طبيعى و انسانى مىباشند . آنان طبيبان مخلص بيمارىهاى نهانى آدمياناند . [ چرا آنان داراى چنين مهر و محبت و رحمتند ؟ ] مهر و داد و رحمت آنان انگيزه و علتى ندارد ، آنان گام به ما فوق آن انگيزه ها و علل گذاشته‌اند كه آدميان را به فعاليتهاى بىسر و ته وادار مىسازند [ اگر از آن شير مردان بپرسيد كه چرا در حق ستمديده گان و بىنوايان رحمت مىورزيد ؟ نخواهند گفت : براى آن كه احتياج به مزد و پاداش يا تشكر و قدردانى آنها داريم . ] بلكه پاسخشان به شما اين است كه آنان مغموم و بىچاره هستند ، ما بايد غم و بىچارگى آنان را بر طرف سازيم . ( 1 ) انگيزهء اساسى شير مردان راه حق همان مهربانى و محبت است كه درون آنان را مانند دريا مىخروشاند و در شكل جويبارها به كام تشنگان محبت فرو مىريزد ،

هامش
( 1 ) در اشعار يكى از شعراى برجسته در بارهء گريه و تأسف به حسين بن على عليه السلام چنين آمده است : تبكيك عينى لا لاجل مثوبة * لكنما عينى لاجلك باكية ( اى حسين ديده گانم در بارهء ستمديده گى تو اشك مىريزد ، نه براى ثواب و پاداش ، بلكه ديده گانم به خود تو و به ستمديده گى تو اشك مىبارد ) . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495 | محمد تقي جعفري