( ( 1964 ) ) سنگ و آهن زين جهت كه سابقند
در عمل هنگام فوقى لايقند
( ( 1965 ) ) و ان شرر از روى مقصودى خويش
ز آهن و سنگ است زين رو پيش پيش
نسبيت عظمت و شايستگى
در علل و معلولات جهان هستى مطالب فراوانى مورد بررسى و كاوش قرار مىگيرد كه ما در مباحث مثنوى تا حدودى متذكر مىشويم ، در اين ابيات جلال الدين مىخواهد در بارهء موقعيت و ارزش حقايقى صحبت كند كه در امتداد جريان قانون علت به وجود مىآيد . براى توضيح اين مسئله يك مقدمهء مختصر را بيان مىكنيم :
در مباحث گذشته گفتيم : در جريان قانون عليت در كارهاى غايى ( هدف دار ) واحدهاى ذيل را داريم :
1 - انجام دهندهء كار ( فاعل ) 2 - اشتياق به غايت و هدف كه بايستى در انجام دهندهء كار وجود داشته باشد .
3 - خودكار كه وسيلهء وصول به غايت و هدف است . البته اين واحد شامل تمام وسايل كار ( ماده و صورت ) نيز مىباشد .
4 - تحقق وجود هدف و غايت .
اين چهار واحد اركان اساسى كارهاى هدف دار است . اكنون مىخواهيم بدانيم كه كدام يك از اين واحدها به عظمت و شايستگى بيشتر موصوف مىباشد .
جلال الدين با قطع نظر از علت فاعلى ( همان واحد اول كه انجام دهندهء كار است ) دو واحد ديگر را منظور نموده و عظمت و شايستگى آنها را بررسى مىكند ، مىگويد :
از آن جهت كه واحد سوم ( خود كار كه شامل ماده و صورت و ساير وسايل مربوط