غشايى كه سوزنى به آن متصل بود و استوانه اى در زير آن دوران مىكرد : كافى بود در مقابل غشاء مزبور حرف بزنند يا آواز بخوانند تا صوت به صورت شيارهاى مواجى بر روى استوانه ثبت شود . اما اين موضوع كه اين اثر را ممكن است منعكس كرد و مىتوان با حركت دادن سوزن در داخل شيارها اصوات ثبت شده را مجدداً به وجود آورد مسلماً چيز ديگرى بود . . . و حتى مىتوان گفت : چنين فكرى فقط مىتوانست در مغزى ايجاد شود كه تابع افكار زمان نبوده است . اين فكر در سال 1877 به خاطر فرانسوى ديگرى به نام شارل كروس ( 1888 - 1842 ) رسيد كه كروس در عين حال هم شاعر ، هم فكاهى نويس و هم دانشمند بود . وى در عين حال كه قصيده اى به نام هارانگ سور مىنوشت و مجموعهء اشعار خود را به نام صندوقچهء سانتال در مكتب پارناس انتشار مىداد - بر روى كاغذ ، عكاسى رنگين و مسافرت به سيارات ديگر و اختراع فونوگراف را به تصور در مىآورد . » ( 1 ) از اين جملات كاملًا روشن مىشود كه ترسيم و انتقال ذهنى اين مصحح چاپخانه در بارهء مسافرت به سيارات ديگر و اختراع فونوگراف روى احتياج مربوط نبوده است . به اضافهء اين كه انسانها در هر دوره اى از دورانهاى تاريخ و در هر جامعه اى از جوامع داراى احتياجاتى بودهاند كه شايد به اندازهء يك صدم آنها را نمىتوانستند از روى اختراعات و اكتشافات بر طرف كنند . اين مسئله را در بيانات ذيل دقت فرماييد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 482
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٨٢
اين سؤال مىتواند به دو شكل مطرح شود :
الف - بگوييم كه : بشر به طور كلى حد اقل در عالم خيال و آرزو احتياجاتى را براى خود احساس مىكند و اين احساس ذهنى كه شايد خود او در حال تفكرات
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 483 . .