دارند . ما بخواهيم يا نخواهيم اين اصول كهنسال در تعليم و تربيت نسلهاى جديد هر دوره و جامعه نفوذ داشته است . ضرورت روش عقلانى و تحرك وجدانى حد اقل تاريخى مساوى با تاريخ تشكل اجتماع بشرى دارد . فردريك انگلس همكار صميمى كارل ماركس اين جمله را صراحتاً پذيرفته است كه : « تقريباً نطفهء تمام سيستمهاى جهان بينى بشرى را مىتوان در اشكال متنوع فلسفهء يونان قديم پيدا نمود . » ( 1 ) حركت و تحول دايمى جهان هستى را هراكليد مطرح مىكند و مىگويد : « من دو بار به يك رودخانه وارد نشدهام » . منطق را با گروهى از اصول و قوانين ارسطو آن استاد كهنسال تاريخ تنظيم نموده و قرنها بشريت را با آن منطق اداره مىكند ، اگر چه ناگفته هاى فراوانى دارد كه در قرنهاى اخير به ثبوت رسيده است ، ولى هنوز مقدار فراوانى از قوانين منطقى كه او به بشريت عرضه كرده است به قوت خود باقى است . علم الاخلاق كه ارسطو مطرح كرده است مسائل فراوانى از تحقيقات او در اين باره كاملًا زنده و به وجود خود ادامه مىدهد . گره هاى عمدهء مسائل سياسى بدان گونه كه افلاطون يونان باستان متوجه شده است به اعتراف صريح الفرد نورث وايتهد امروز هم به عنوان گره و معما وجود دارد و هنوز حل و فصل نشده است . وايتهد آن رياضى دان و فيلسوف عالى قدر مىگويد : « در خصوص اختلاف نظرهاى سياسى دنياى باستانى هنوز تا كنون چيزى حل و تصفيه نشده است . تمامى مسائل مورد بحث افلاطون امروز هم مطرح است . » ( 2 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 453
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٥٣
هامش
( 1 ) ماترياليسم ديالكتيك و مكتبهاى يونان قديم ، ص 7 . .
( 2 ) ماجراى ايده ها ( سر گذشت انديشه ها ) ، آلفرد نورث وايتهد ، از متن انگليسى ، ص 22 . .