تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
صخره هايى كه روى منبع بىنهايت عظمتهاى انسانى قرار گرفته است بسيار گوناگون است . آنها را چگونه بشناسيم و با كدامين كلنگ و ديناميت آنها را بر اندازيم و منفجر بسازيم ؟ آبهاى متراكمى كه از منبع بىنهايت عظمتهاى انسانى فوران مىكند در آغاز فوران گاهى گل آلود است . چه قدر بايد سر اين منبع نگهبانى كنيم و چه كسى لياقت اين نگهبانى را دارد ؟ اگر از اين منبع بىنهايت انسانى كه به تازگى شروع به فوران كرده است ، آب يا گل به روى خود منفجر كننده پاشيده شود تكليف چيست ؟ تشخيص اين كه آيا انفجار عميق بوده و حقيقتا به منبع اصلى رسيده‌ايم يا نه با چه وسيله اى صورت مىگيرد ؟ اگر چه تمام آبهايى كه از آن انفجارها به جريان مىافتد در حياتى بودن مشتركند ، اما رنگها و خواص و طعم و نتايج گوناگونى دارند ، چگونه و با چه وسيله اى آنها را رده بندى كنيم ؟ با نظر به قانون تحول براى بارور ساختن اين انفجارها براى آيندهء بشريت چه بايد كرد ؟ اين منابع شخصى شگفت انگيز را با كدامين اصول و قوانين براى تشكل اجتماعى هماهنگ بسازيم ؟ اگر يكى از اين سؤالات را با تفكرات معمولى پاسخ بگوييم كارى كه مىتوانيم انجام بدهيم كار قابلگى است كه سؤال آبستن را زايانيده‌ايم كه بدون فاصله چند عدد سؤال در پيش چشم ما سبز خواهد شد . با اين تفاوت كه همهء جانداران آبستن كه مىزايند از نظر موجوديت كودكانى مىزايند كه كوچكتر از مادران مىباشند . اما اين سؤالات ممكن است فرزندانى بزايند كه نه تنها بزرگتر از سؤال اصلى ( مادر ) بوده باشند ، بلكه همين كه متولد شدند ممكن است مادر بىنوا را متلاشى بسازند .