تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢

« وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ اَلْمَوْتى ؟ قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ ؟ قالَ بَلى ، وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي . » 2 : 260 ( 1 ) ( هنگامى كه ابراهيم عليه السلام گفت : اى پروردگار من ، به من نشان بده كه چگونه مرده ها را زنده خواهى كرد ؟ خدا فرمود : مگر ايمان نياورده اى ؟ عرض كرد : بلى ، اما در اين باره اطمينان و آرامش قلبى مىخواهم ) . در ابيات مورد تحليل حضرت موسى هم يقين داشت كه اين ناگواريها و ناملايمات كه در كرهء خاكى حكمفرما است بدون علت و حكمت نيست ، ولى او مىخواست يقينى به دست بياورد كه ناشى از رويت و شهود عينى باشد .

( ( 1843 ) ) آن كه بيرون از طبايع جان اوست منصب خرق سببها آن اوست ( ( 1842 ) ) بىسبب بيند چو ديده شد گذار تو كه در حسى سبب را گوش دار

رابطهء سببيت براى شما است كه تنها روى پرده را مىبينيد

جلال الدين اين مسئله را بارها در مثنوى متذكر شده است كه قوانينى از قبيل : مقتضى و مانع ، سبب و نتيجه ، علت و معلول ، شرط و مشروط ، مقدمه و نتيجه . . . همه و همه در كارگاه روى پردهء جهان هستى است ، مبادا چنين گمان كنيد كه اين نظمها و قوانين در همه شئون هستى و در رابطهء خدا با هستى نيز حكمفرما است ، اينها گروهى از قوانين هستند كه نظم روبناى جهان هستى را تنظيم مىكنند ، چنان كه حواس ما هم با نمودهاى اشكال و رنگها و ساير خواص سطحى و ظاهرى جهان سر و كار دارد .
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 260 . .