تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
3 - نسيم لطيفى از سطح دريا به سوى ما مىوزد و چهرهء ما را مىنوازد . 4 - صداى چند نفر را مىشنويم كه در حال عبور با يكديگر گفتگو مىكنند . 5 - قرص خورشيد كه نزديك به غروب است با منظرهء دل ربايش ما را به خود جلب مىكند . 6 - گاهى از خاطرات گذشته موضوعى يا قضيه اى به صفحهء خود آگاه ذهن ما وارد مىشود و لحظاتى ما را به خود مشغول مىدارد . به عبارت كلىتر حوادث گسيخته از بيرون و درون در جايگاهى كه نشسته‌ايم هر يك جريانى در ذهن ما ايجاد مىكند . در اين موقع صدايى از گوشه يا بالاى كوه مىشنويم كه در حال اخطار به ما هشدار مىگويد . و درك مىكنيم كه اين صدا به ما متوجه است ، سر به آن سو مىگردانيم كه صدا را مىشنويم ، مىبينيم حدس ما درست است و اين اخطار ما را منظور نموده است . اما نمىفهميم كه مقصود صدا كننده چيست . اين اخطار انگيزه اى مىشود كه ما در صدد جستجوى علت آن بر آمده و آن خطر را كه بر ما متوجه است دريابيم ، در اين هنگام به انديشه و تفكر مىپردازيم : آيا دزدى در كمين ما نشسته است ؟ - پس كاوش لازم و كافى مىبينيم : نه ، دزدى در كمين ما نيست . آيا حيوان درنده اى به سوى ما مىآيد ؟ - پس از دقت در پيرامون خود مىبينيم نه ، درنده اى در پيرامون ما وجود ندارد . آيا سنگى كه روى آن نشسته‌ايم بنيادش سست است كه ممكن است ثقل ما را تحمل نكند و ما بيفتيم ؟ در اين باره هم تحقيق مىكنيم مىبينيم : نه ، سنرى كه روى آن نشسته‌ايم كاملًا مستحكم است . در ميان اين تفكرات و پى گردى انگيزهء اخطار ، يك مرتبه متوجه مىشويم كه خطى در بالاى سر ما در كوه ديده مىشود كه كشف مىكند كه آب دريا در موقع بالا آمدن تا حدود آن خط مىرسد . و اگر آب دريا بالا برود مسلماً ما را غرق خواهد كرد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 409 | محمد تقي جعفري