تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
ايده آل در ما به وجود مىآيد ، آن ميانگين فرضى كه براى اصل حيات به ذهن خود تحميل كرده بوديم از نظر ما ساقط مىگردد . و اكنون ماييم و حيات در نوسان مثبت و منفىاش ، در نتيجه حيات در درون ما به برق درخشان تبديل مىشود . اگر اين مطلب كه گفتيم صحيح نباشد زندگانى تلخ و پر شكنجهء راد مردان الهى براى ابد غير قابل تفسير خواهد ماند .

راد مردان تاريخ بشرى هر گونه تلخىها و شكنجه ها را تحمل نموده ، ولى در عدالت الهى كوچكترين ترديد نكرده اند

اين گرايش ايده آل توام با تماشا و شناسايى حقيقى بوده است كه راد مردان تاريخ با يقين به نظم جهان هستى و عدالت الهى در تمام شئون انسانى سنگلاخها را پشت سر مىگذاشتند و در زير رگبار محروميتها و اهانتهاى مادى و معنوى دست و پا زده كوچكترين ترديدى در عدالت الهى نداشتند . بياييد سر نوشت على بن ابى طالب عليه السلام را كه تا حدودى با قيافه آشنايى داريم بررسى كنيم : اگر مدار روحى امير المؤمنين همان گرايش طبيعى بود ، يك هزارم تلخىها و شكنجه هايى كه بروح آن مرد وارد شده است كافى بود كه او را به تمام جهان هستى و انسانها بد بين ساخته ، عدالت الهى را به كلى منكر شود . آن نيت پاك توأم با كوشش پى گير همراه با فدا كارى مخلصانه پيش از وفات محبوب عزيزش خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و روبه رو رشتن با تناقضات غير قابل هضم و افراط و تفريطهاى اجتماعى پس از رحلت پيامبر اسلام ، و دچار شدن به ادعاهاى بىاساس و نژاد بازى و پوليتيك پردازى امراى دوران زمامدارى خود ، جهالت و هوى پرستى لشكريان و كشوريانش از يك طرف ، و كار شكنىها و زورگويىهاى امثال معاويه از طرف ديگر ، داور قرار دادن مرد وقيح و جاه پرستى مانند عمرو بن عاص به چنان شخصيت الهى از طرف ديگر . . . همه و همهء اين ناملايمات كه در پيرامون زندگانى على عليه السلام موج مىزند ، ولى جز اين كه اشتياق او را به انجام وظيفه تشديد كند