ديد كه هر مرحله اى را كه از كمال پيمودهايد در حقيقت به اندازهء شرايط و مقتضيات وجودى خودتان بوده است . خداوند مىفرمايد :
« وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه . » 6 : 91 ( خدا را آن چنان كه بايست و آن چنان كه شايسته قدر او است [ از نظر معرفت و عبادت ] تقدير و تعظيم نكردهاند ) .
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه عرض كرده است :
« ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك » .
( تو را آن چنان كه شايستهء مقام تست نشناختيم و تو را آن چنان كه شايستهء مقام تست عبادت نكرديم . )
( ( 1797 ) ) اين قبول ذكر تو از رحمت است
چون نماز مستحاضه رخصت است
پذيرش عبادات ما نه از روى استحقاق است ، بلكه وابسته به فضل و رحمت الهى است
جلال الدين در اين بيت به يك مسئلهء مربوط به معارف و به يك مسئلهء فقهى اشاره مىكند :
1 - پذيرش عبادات از روى رحمت است نه از روى عدل .
2 - نماز براى زن مستحاضه مستحب است .
اما مسئلهء دوم يعنى استحباب نماز بر زن مستحاضه از نظر فقهى صحيح به نظر نمىآيد ، زيرا ، اگر مقصود از مستحاضه آن زن است كه خون استحاضه مىبيند ( خون رقيق كمرنگ بىبو و در غير ايام عادت حيض به طورى كه از نظر شرايط نمىتواند خون حيض بوده باشد ) نماز براى اين زن واجب است نه رخصت ، يعنى زن مستحاضه با بجا آوردن اعمال مقرره بايستى نمازش را بخواند و اگر مقصود