تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
دست بدهد مجرم است ؟ آن گاه از اين گونه مسائل پا را فراتر نهاده با اين كه ديده گانش به آن منظره خيره شده است رهبران فكرى و زمامداران و پيش تازان را مورد خطاب قرار مىدهد و مىگويد : مادامى كه نتوانسته‌ايد براى بشريت فساد اصل تنازع در بقا را ، از كتابها بيرون كشيده و اثبات كنيد ، مادامى كه نتوانسته‌ايد به اين بشر بفهمانيد كه :
خلق همه يك سره نهال خدايند هيچ نه بشكن از اين نهال و نه بر كن دست خداوند باغ خلق دراز است بر خسك و خار همچو بر گل و سوسن خون بناحق نهال كندن اويست دل ز نهال خداى كندن بر كن

ملامتها و توبيخهاى ما در بارهء اين جنايت كاران در درجهء دوم قرار خواهد گرفت ، مادامى كه شما پيش تازان ارزش انسانى را در اشكال مختلف براى افراد جوامع تثبيت نكنيد چه توقعى ما از اين درندگان آرايش كرده مىتوانيم داشته باشيم ؟ ملاحظه مىشود كه هر يك از ده نفر تماشا كننده به آن جنايت تفسير و تعبير و تأثر مخصوص به خود دارند . ضربه هاى روانى خواه از طرف رويدادهاى طبيعى سر چشمه بگيرد و خواه از طرف خود هم نوع انسانى بوده باشد ، آثار و نتايج گوناگونى ايجاد مىكند . ( 1 ) براى تعيين اثر ضربه هاى روانى ضابطهء مشخص در دست نداريم ، اما يك مطلب اساسى در اين مورد ديده مىشود و آن اين است كه اگر زمينهء روانى هر شخص كه مورد ضربت قرار مىگيرد فاعليت مثبت داشته باشد ، بيدارتر و نيرومند تر مىگردد و بالعكس : كسانى كه فاعليت روانى آنها منفى يا رو به منفى است آنان در مقابل ضربات روانى

هامش
( 1 ) حتى يك فرد از انسان هم به جهت اختلاف شرايط و موقعيتها نمىتواند در مقابل ضربه هاى روانى يك حالت و اثر ثابت داشته باشد ، ممكن است يك انقلاب روانى در موقعيت مخصوص او را به سقوط بكشاند و همان انقلاب در موقعيت ديگرى و براى همين شخص نيرو بخش بوده باشد . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 362 | محمد تقي جعفري