تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
نقطهء آينده پايين قرار خواهيد گرفت . هر نقطهء قبلى در مقابل بعدى كه كاملتر است خود در سيستم عالى هستى مطلوبى است كه بايستى با رسيدن و عبور از آن به مرحلهء كاملتر گام بگذاريد . به همين جهت است كه بايد گفت : كلمهء « معاف » كه جلال الدين در بيت فوق گفته است ، از نظر واقعى كاملًا صحيح نيست ، زيرا ، معاف بودن فرع آن است كه انسان در آن نقطهء پايين كه قرار گرفته است تقصيرى داشته باشد و خدا او را ببخشايد ، در صورتى كه مطابق بيانى كه متذكر شديم ، انسانى كه در حركت به سوى كمال است در عبور از نقاط پستتر به بالاتر هيچ گونه تقصيرى ندارد . بلى ، اگر با بودن وسايل كمال باز در مرحلهء پايين توقف كند ، اين شخص به حكم عقل و وجدان مقصر است و تا به اين تقصير اعتراف نكند و با حركت به سوى كمال آن را جبران نكند معاف هم نخواهد بود .
( ( 1789 ) ) تازيانه بر زدى اسبم بگشت گنبدى كرد و ز گردون بر گذشت
ضربه هاى روانى گاهى مانند صخرهء بزرگى است كه روى منبع آب روح انسانى مىافتد و چشمه سار درون را مىخشكاند . گاهى هم صخره اى را كه روى منبع آب روح انسانى قرار گرفته است مىشكافد و چشمه سار درون انسانى را به جريان مىاندازد اين يك پديدهء كاملًا طبيعى و براى همهء ما قابل مشاهده است كه ضربه هاى روانى در ارواح انسانى آثار و نمودهاى يكنواخت ايجاد نمىكند ، چنان كه انسانها در روبه رو شدن با ساير حوادث و رويدادها عكس العمل و تأثير يكنواخت نشان نمىدهند . با مشاهدهء يك جنايت ، ده نفر كه جنايت مفروض را مىبينند ، هر يك باز تاب و انفعال يا فعاليت روحى مخصوص به خود را دريافت خواهد كرد . مثلًا :