ب - دگرگونى به معناى نشان دادن واقعيات قيافه هاى حقيقى خود را به عاشق .
عشق به اين معنى اشياء و حقايق را مختل نمىسازد ، بلكه آنها را در هويت و نظم واقعى خود تثبيت مىكند . اين عشق تاريكىهاى جهان ماده را از بين مىبرد و آنها را آن چنان شفاف مىكند كه عاشق همهء آنها را مانند آينه هاى گوناگونى براى نشان دادن محبوب تلقى مىنمايد . احساس مىكند كه موجودات جهان هستى دسته دسته در روشنايى محبوب عزيزش ادامهء وجود مىدهند .
يك چراغ است كه در اين خانه و از پرتو وى
هر كجا مىنگرم انجمنى ساخته اند
عشق به اين معنى تضادها را هماهنگ مىسازد ، صورت را حذف نمىكند ، بلكه صورت را مانند يك كالبد يا وسيلهء شايسته براى معنى تلقى مىكند و به عبارت كلى تر و روشن تر عشق حقيقى هرگز منها نمىكند ، بلكه مىافزايد .
اگر پيش از عشق در حروف و كلمات : « الحمد لله رب العالمين . » غوطه مىخورد و به اصوات آن كلمات گوش فرا مىداد و آنها را پوچ مىساخت ، پس از عشق معانى حقيقى جملهء مزبور درياى روح او را بتلاطم مىاندازد .
تشديد كلمهء الله كه ساليان دراز او را به خود مشغول نموده بود ، تفخيمى كه به جهت فتحهء الف و سكون لام بعدى تمام عبادت او را تشكيل مىداد اين دفعه با گفتن يا شنيدن كلمهء الله اگر چه بدون تفهيم هم صورت گرفته باشد يك مرتبه او را از جهان ماده بر مىكند و در مرتفعترين قلهء هستى قرار مىدهد كه جز انوار پيشگاه الله چيزى را نمىبيند .
بدينسان قانون و نظم و مقررات واقعى كه از پيامبران و وجدانهاى پاك انسانى در هستى بروز مىكنند قيافه هاى واقعى خود را به عاشق نشان مىدهند .
تفسير ابيات
پس از آن كه چوپان بىنوا ملامت حضرت موسى عليه السلام را مىشنود ، پشيمان و نادم رو به بيابانها مىگذارد ، از طرف خدا به موسى چنين وحى مىشود :