تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
خويشتن را ، ( در علم حضورى ، خود آگاهى ، كونسيانس ) كنار كشيده بودند و ( من ) خود را بدون احتياج به مكان و زمان و بعد حركت مشاهده كرده بود . در حقيقت و به عبارت مختصرتر جويندگى روح در اين موقع مناسب مطلوب خويش مىگردد . ( باز اين مبحث را در آينده توضيح مشروحترى خواهيم داد ) . اما اين شناسايى با اين مفاهيم متعدد ( توانا و دانا و مالك مطلق و اختيار مطلق ) چگونه انجام مىگيرد و چگونه با واحد بودن خدا سازگار است ؟ در مباحث بعدى تا حدودى توضيح داده خواهد شد .

تفسير ابيات

يك قارى از روى قرآن اين آيه را مىخواند : « قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ . » 67 : 30 ( اگر آب [ چشمه سارها يا چاه هاى ] شما فروكش كرد و خشكيد كيست كه آب جارى را براى شما به جريان بيندازد ؟ ) چون منم [ خدا ] كه مىتوانم روى پردهء طبيعت را بر هم زده و آب را بخشكانم ، باز اين منم كه مىتوانم آبها را بجوشانم و به جريان بيندازم . يك فلسفى منطقى حرفه اى [ كه حرفه بازى پستش كرده بود ] از آن جا مىگذشت ، همين كه آيهء فوق را شنيد ، گفت : بيل و كلنگ و تبر تيز مىآوريم و آب را به جريان مىاندازيم . شب خوابيد و در خواب يك شير مرد دلاور طپانچه به روى او نواخت و دو چشمش را نابينا ساخت و به آن فلسفه باف حرفه اى گفت : اكنون اى شقى نادان تبرى بياور و اگر راست مىگويى نور رفته از چشمانت را دوباره استخراج كن و بر گردان روز از خواب بيدار گشت و ديد آن روشنايى پر فيض ديده گانش نيست و نابود گشته است . [ بسيار خوب ، اين چنين خطاها و لغزشها از ما آدميان بعيد نيست ، ولى بىچارگى و تيره بختى در آن است كه نتوانيم بدى اين خطاها و لغزشها را دريافته و توبه نماييم . ] اگر اين بىنواى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 298 | محمد تقي جعفري