تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
كودك مىخندد ، جوان مىخندد ، ميانسال و كهنسال مىخندند ، دانا مىخندد و نادان هم مىخندد ، در طوفان حوادث مىخنديم ، آرامشهاى مخصوصى هم خنده آور است ، يك فيلسوف يا دانشمند عالى مقام هم لبش براى خنده مىشكفد ، يك ساده لوح دور از علم و معرفت هم مىخندد . همهء اين اقسام را خنده مىنامند ، چنان كه سردى و گرمى و فراز و نشيب و سنگلاخ و هموار و سياه و سفيد و مستقيم و منحرف و قهرمان و زبون ، همهء اينها را موجود نامگذارى كرده‌اند ، اما بدون مبالغه مىتوان گفت : تفاوت ميان انواع هر يك از دو مفهوم گاهى تا بىنهايت فاصله مىگيرد . شكفتگى روح آدمى از نظر عظمت و حقارت با رشد و پستى آن روح رابطهء مستقيم دارد . چه بسا حادثه اى كه جانهاى پست و محقر را مىخنداند ، در عين حال براى ارواح رشد يافته گريه آور است و بالعكس . نظم عالى هستى با وضع شگفت انگيز روح رابطه اى دارد كه در موقع تجسم كلى آن نظم ، روح مانند غنچه مىشكفد و ديگر با عظمتتر و زيباتر از آن شكفتگى را در هيچ مورد نمىبيند . ما در مسئلهء زيبايى و التذاذ از آن با نظير مسئلهء خنده و انگيزهء آن و روحى كه مىخندد روبه رو هستيم . مىدانيم كه ما مىتوانيم زيبايى يك شاخه گل را به طور ابتدايى و سطحى در نظر گرفته از احساس زيبايىاش لذت ببريم . اگر اين شاخهء گل در كنار چشمه سار زلال برويد براى ما تركب دو واحد مزبور ( گل و كنار چشمه سار ) زيباتر جلوه خواهد كرد ، بدينسان هر چه واحدهاى بيشتر و مناسبترى با آن گل متشكل شوند ، زيبايى بيشترى نشان خواهند داد . حالا اگر فرض كنيم كه تماشا كنندهء گل مفروض با ساير واحدهايى كه مجموعاً يك گل را تشكيل داده‌اند ، شخصى باشد كه از نظر دانشهاى مختلفى قوانين مربوط به آن مجموعه را مىداند جاى ترديد نيست كه لذت و نشاطى كه چنين شخصى از مجموعهء مفروض دريافت خواهد كرد خيلى عالىتر از شخصى است كه فقط يك شاخهء گل را به طور منفرد در دست كسى به بيند ، زيرا ، قوانين حاكمه در نظم هستى از يك وحدت فوق العاده شگفت انگيزى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 261 | محمد تقي جعفري