آن جامعه اى كه دانسته يا ندانسته رهبران دل سوز خود را مىرنجاند و آنها را به انواع شكست و بىچارگى روبه رو مىسازد ، بايد بداند كه دو اسبه به پيشواز سقوط خود مىدود .
دلها و عقل پيشوايان فكرى و روحى كارگاه سازندگى شخصيت افراد است اين ، دلها و عقلهاى بزرگ را نرنجانيم ، در فراهم ساختن آسايش خاطر و تحريك آنان به تفكر و فعاليت بكوشيم . ما نمىتوانيم براى آن قافله سالاران بشريت سعادت مطلق ايجاد كنيم ، ولى آنان هستند كه مىتوانند خدمتگزاران صميمى و با وفايى براى ما بوده ، شعاعهاى بىنهايتى از سعادت را براى جوامع بيفروزند .
( ( 1591 ) ) پس خداعى را خداعى شد جزا
كاسه زن كوزه بخور اينك سزا ( 1 )
حيله گرى را رها كن ، زيرا - حيله هاى بزرگترى در كمين تو است
به نظر مىرسد كه مقابلهء حيله اى با حيلهء ديگر با انواع گوناگونى صورت مىگيرد ، از آن جمله :
1 - يك مكر حقيقى در مقابل مكر حقيقى ديگرى بروز مىكند و پاسخگوى مكر اولى مىگردد . مثلًا شما مىكوشيد با راههاى باريك و غير محسوس و همچنين
هامش
( 1 ) بعضى از شارحين مثنوى مىگويند : مضمون اين مصرع از لحن موسيقى اقتباس شده است كه كاسه زدن موجب نمودار شدن آهنگ ( كاسه گر ) است و مقصود از كوزه بخور يعنى باده بنوش ، يعنى هر حيله اى كه به كار مىبرى جزاى آن را خواهى ديد ، برو هر كارى كه از دستت ساخته است انجام بده و يك معناى روشنتر هم مىتوان گفت و آن اين است كه اگر در معركهء زندگى با حيله سازىها كاسه اى را به سر كسى بزنى ، كوزه اى به سرت خواهند زد . .