سالها است كه بردگى در رم ، امريكا و كشور ما از ميان رفته و ملغا شده است ولى آن چه فى الواقع ملغا شده ( كلمات ) و ( قوانين ) روى كاغذ هستند نه ( افعال ) . بردگى عبارت است از سيستمى كه در آن عده اى آزادند ، خود را از قيدى كه براى رفع احتياجاتشان لازم است برهانند و آن را به گردن ديگرى بيندازند . فلان آدم كار نمىكند ، ولى ديگران نه از اين نظر كه چشم و ابروى او زيبا است ، بلكه از آن جهت كه اين آدم وسيلهء به كار گماشتن آنان را در اختيار دارد ، مجبوراند برايش كار كنند و زحمت بكشند ، بردگى همين است . بردگى در تمام كشورهاى اروپا ، در آن جا كه استثمار مردم به نحو وسيعى جريان دارد و امرى قانونى شناخته شده در كمال استحكام پايدار است . پول همان راه بردگى را مىرود و همان نتيجه را مىدهد . منظور پول عبارت است از محو قانون طبيعى كار شخصى لازم ، براى رفع احتياجات همان شخص . نتايج آن عبارتند از : ايجاد و اختراع اميال و آرزوهايى كه هميشه پيچيده تر و سير نشدنىتر مىشوند . . . اين است يك نوع فقر شخصى و اخلاقى و بالاخره يك فساد براى پولدار و برده دار و يك جور و ظلم بىنهايت براى برده و تنزل او تا سطح حيوانات . پول يك شكل جديد و وحشت آور بردگى است و مانند بردگى قديم برده و برده دار هر دو را فاسد مىكند ، اما اين شكل تازه پستتر و غير انسانىتر از قيافهء سابق آن است ، چون در اين روش جديد تمام ارتباطات انسانى و شخصى بين برده و صاحبش گسسته شده و از ميان رفته است . » ( 1 ) » . . . علت سوم شرمسارى وجدان من از يقينى بود كه بر غير انسانى بودن روش تحصيل پول پيدا كرده بودم . همان پولى كه مىخواستم با آن به كمك بىنوايان بشتابم . » ( 2 ) » از اين سخنان چنين بر مىآيد كه ما موظفيم آن چه زايد بر احتياج داريم به ديگران ببخشيم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 142
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٢
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 166 - 159 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 173 . .