« علت واقعى اشتباه من اين بود كه تصور مىكردم : پول من مانند پول سميون است . عقيدهء رايج اين است كه مىگويند : پول نمايندهء ثروت افراد و حاصل كار آنها است . در نتيجه رابطه اى بين پول و كار موجود است .
اين عقيدهء به همان اندازه درست است كه بگوييم و تأييد كنيم كه تشكيلات اجتماعى نتيجهء طبيعى يك قرار داد اجتماعى است . همه دوست دارند قبول كنند كه پول فقط وسيلهء مبادلهء محصولات كار انسان است .
من كفش درست مىكنم ، ديگرى نان مىپزد ، سومى ميش تربيت مىكند و براى اين كه مبادله اين كالاها آسان باشد ، پول به عنوان وسيله اى واسطه قرار مىگيرد و ما مىتوانيم تخت كفش را با گوشت گوسفند و يا ده ليور آرد عوض كنيم . در اين مبادله و معاوضه ، پول براى ما انتقال اين كالاها را آسان مىسازد و به عنوان معادل كار هر كس رد و بدل مىگردد . اين كاملًا درست است ، اما در صورتى كه كسى به ديگرى ظلم نكند . از جنگ و بردگى سخن نمىگويم ، ولى مقصودم از ظلم و جور آن حالتى است كه محصول كار يكى را به قيمت فقدان و خسران كار ديگرى محافظت مىكند .
اين تئورى باز هم در اجتماعى كه اعضاى آن به تعليمات و دستورات مسيح وفادار باشند و به حاجتمندان بدون انتظار پاداش كمك كنند صادق است ، ولى وقتى فشارى تحت يك شكل معين وارد آيد ، بلا فاصله پول براى صاحب آن ، صفت ( نتيجهء كار بودن ) را از دست مىدهد و حكم حقى پيدا مىكند كه با اعمال زور به دست آمده است . اگر هنگام جنگ شخصى از ديگرى چيزى بربايد و يا سربازى از طريق فروش غنيمت حاصله تحصيل پول كند ، اين ارزشها به هيچ وجه نتيجهء كار او نيستند و با پولى كه از فروش يك كفش به دست مىآيد كاملًا تفاوت دارند .
در نگاهدارى برده و سرف نيز همين گفته صادق است . زنان دهاتى پارچهء كتانى مىبافند و خودشان آن را مىفروشند ، اما سرفها براى سنيور كار مىكنند و سنيور پارچه ها را فروخته بهاى آن را دريافت مىدارد . آن زنان دهاتى و اين سنيور هر دو
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 137
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٧