فهم كردن مريدان كه ذو النون ديوانه نيست و به قصد چنين كرده
( ( 1430 ) ) دوستان در قصهء ذو النون شدند
سوى دندان و در آن رائى زدند
( ( 1431 ) ) كاين مگر قاصد كند يا حكمتيست ؟
كاو در اين دين قبلهاى و آيتيست
( ( 1432 ) ) دور دور از عقل چون درياى او
تا جنون باشد سفه فرماى او
( ( 1433 ) ) حاش للَّه از كمال جاه او
كابر بيمارى بپوشد ماه او
( ( 1434 ) ) او ز شرّ عامه اندر خانه شد
او ز ننگ عاقلان ديوانه شد
( ( 1435 ) ) او ز عار عقل كُند تن پرست
قاصداً رفتست و ديوانه شدست
( ( 1436 ) ) كه ببندم اى فتى وز ساز گاو
بر سر و پشتم بزن وين را مكاو
( ( 1437 ) ) تا ز زخم لخت يابم من حيات
چون قتيل از گاو موسى اى ثقات
( ( 1438 ) ) تا ز زخم لخت گاوى خوش شوم
همچو كشتهء گاو موسى كش شوم
( ( 1439 ) ) زنده شد كشته ز زخم دمّ گاو
همچو مس از كيميا شد زرّ ساو
( ( 1440 ) ) كشته بر جست و بگفت اسرار را
وا نمود آن زمرهء خونخوار را
( ( 1441 ) ) گفت روشن كاين جماعت كشته اند
تخم اين آشوب ايشان كِشته اند
( ( 1442 ) ) چون كه كشته گردد اين جسم گران
زنده گردد هستى اسرار دان
( ( 1443 ) ) جان او بيند بهشت و نار را
باز داند جملهء اسرار را
( ( 1444 ) ) وا نمايد خونيان ديو را
وا نمايد دام خدعه و ريو را
( ( 1445 ) ) گاو كشتن هست از شرط طريق
تا شود از زخم دُمّش جان وفيق
( ( 1446 ) ) گاو نفس خويش را زوتر بكش
تا شود روح خفى زنده و بهُش
اين سخن را مقطع و پايان مجو
حال ذو النون با مريدان باز گو
آيه
« وَإِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِه : إِنَّ الله يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً ، قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً ؟ قالَ أَعُوذُ بِالله أَنْ أَكُونَ مِنَ اَلْجاهِلِينَ 2 : 67 . » ( 1 )
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 67 . .