تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
گر تو نگدازى عنايتهاى او خود گدازد اى دلم مولاى او ( ( 1245 ) ) يا به گلبن وصل كن اين خار را وصل كن با ناز نور يار را

راه سومى هم وجود دارد : خار عادت پليد را به گلبن روح متصل بساز

اين راه سوم از نظر روانى فوق العاده جالب و با اهميت است ، بتوضيح اين كه انسان هر اندازه هم به عادات پليد مبتلا باشد ، مادامى كه شخصيت عالى انسانى خود را نباخته است ، مىتواند با تفكر همه جانبه در سرمايهء كلان شخصيت و ناشايستگى عادات پليد ، ريشه هاى نيرومند اوصاف نيك خود را با سرمايهء شخصيت آبيارى كند ، در نتيجه اين ريشه هاى نيرومند خواهند توانست به ريشه هاى خارهاى عادتهاى پليد پيروز شده تدريجا آن را از گلزار شخصيت بر كنار كنند . احتمال هم مىرود مقصود جلال الدين از گلبن ، بيرون از شخصيت انسانى باشد ، يعنى مردان الهى همانند گلبنهايى هستند كه با پيوستن انسان به آنها خارهاى درون انسانى ريشه كن مىگردد . به نظر مىرسد هر دو نوع گلبن براى انسانها قابل بهره بردارى است . جلال الدين در بارهء عظمت و ضرورت پيوستن بمردان الهى را در كتاب مثنوى بارها متذكر شده است . اما اصلاح روحى را به وسيلهء خود روح براى اولين بار است كه متذكر مىشود . اميد است مطالعه كنندگان محترم در بارهء اين اصلاح خود كار بيشتر بينديشند . در آن هنگام كه شما خود را رو در روى خود قرار داده به محاسبهء اوصاف نيك و بد پرداخته و با مشاهدهء اوصاف پليد خود احساس شرمندگى مىكنيد ، در حقيقت در اين لحظات شما مىخواهيد ريشه هاى خار را در مقابل گلبنهاى لذت بخش قرار بدهيد ، اين است اولين مرحلهء فعاليت براى اصلاح .