حسين بن على عليه السلام را آتش مىزند ولى گريه اش براى حسين ترك نمىشود « ان شر الدواب عند الله الصم البكم . »
( ( 1244 ) ) يا تبر بردار و مردانه بزن
تو علىوار اين در خيبر بكن
با يك توجه الهى جهشى كرده خوى پليد را از خود دور كن
احتمال مىرود كه در بارهء مبارزه با عادتهاى پليد هر يك از دو مصرع فوق چاره جويى جداگانهاى را پيش نهاد مىكند ، مصرع اول مىگويد :
تو به اين بىچارگى اعتنا مكن كه عادت پليد سطح طبيعى روح ترا فرا گرفته و آن را ناخود آگاه مانند يك موجود ماشينى به حركت در مىآورد ، بلكه به نيروى بسيار با عظمت خود توجه كن كه مىتواند هر گونه عادات و صفات پليد را از تو دور كند ، تو اى انسان داراى اين قدرت هستى كه جريان رسمى طبيعت را دگرگون كنى ، در اجزاء و پديده هاى درونى خود تغييراتى وارد بسازى . مگر تو همان انسان نيستى كه در طول تاريخ هزاران موضوعات را كه بر ديگران امكان ناپذير جلوه مىكرد ممكن ساخته و امروز مانند يك عده موضوعات ساده براى ما مطرح است ؟ برخيز و جهشى كن ، مگو نمىتوانم . بگو من انسانم و مىتوانم . مصرع دوم مىخواهد بگويد : اگر آن چنان شخصيت خود را در بارهء عادات پليد باختهاى كه هيچ گونه نيروى مبارزه در خود نمىبينى ، رو به سوى خدا نموده با نيايش و گرايش واقعى ( نه حرفهاى رسمى ) قدرت الهى كسب نموده با آن قدرت مانند على بن ابى طالب عليه السلام كه در قلعهء خيبر را ( كه تواريخ مىگويند چهل نفر از تحريك و بلند كردن آن ناتوان بودند ، از جا كند ) آن عادت قوى و مستحكم را ريشه كن نما . جلال الدين در ابيات گذشته چنين گفته است :