تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
( ( 1057 ) ) گر برويد ور بريزد صد گياه عاقبت بر رويد آن كشتهء إله
مگر مشيت خداوندى با جريانات هستى منافات دارد ؟ ؟ در اين ابيات كه مورد تفسير ما است ، جلال الدين چند بيت دارد كه در ظاهر جواب مثبت به سؤال فوق مىدهد . يعنى مضمون ابياتش اين است كه اگر فرضاً در اين جهان هستى هزاران بلكه ميلياردها پديده و كار انجام بگيرد ، بالاخره بىاساس و بىهوده است ، آن چه كه در اين جهان واقعيت دارد چيزى است كه خدا آن را خواسته است ، يعنى آن چه كه در رشتهء قضا و قدر تنظيم شده است حقيقت دارد و جز آن اصل و اساسى نخواهد داشت . اين پاسخ به سؤال فوق تقريباً ابهام انگيز است ، زيرا : اولًا - جلال الدين در كتاب مثنوى بارها گفته است كه هيچ حقيقت و نمودى و هيچ كار و حركتى در جهان هستى صورت نمىگيرد مگر اين كه مطابق خواستهء خداوندى باشد . بنا بر اين مضمون فوق جنبهء شعرى و خيالى پيدا مىكند . ثانياً - مگر غير از خداوند موجود ديگرى داريم كه بتواند در مقابل كشتهء خداوند دانهء ديگرى به كارد ؟ مگر موجودى مىتواند در اين جهان هستى در مقابل خداوند واقعيتى را به وجود بياورد كه در سيستم جهان داخل شود و سپس فانى بگردد ؟ تخمى را كه باغبان مىكارد و آب را تهيه و زمين را آماده و موانع تابش خورشيد را بر طرف مىكند ، در حقيقت محصولى كه ايجاد خواهد گشت ، با همه آن عوامل به خود باغبان مستند خواهد بود . نهايت امر اين كه در مورد انسانها تنها آن پديدهء اختيار ( كه حتى نيروى آن را هم خدا داده است و عبارت است از نيروى رشد شخصيت ) به خود انسان مستند است و چنان كه گفتيم : اين پديده با سلطهء مطلقهء خداوندى و استناد همهء هستى به خداوند منافاتى ندارد .