حسابگرى قرار مىگيرد . ما فرض مىكنيم : دقت در امور فنى و ادارى كارگاه به جايى رسيده است كه كارفرما همهء احتمالات و نتايج آنها را مىتواند تحت محاسبه قرار دهد و مقدار استهلاك ماشين آلات و هزينه هاى عمومى و خصوصى و تعطيلات و روابط كارگاه را با مسائل اجتماعى و سياسى و حقوقى محيط نيز كاملًا مىداند ، تنها در اين مجموعهء كارگاه اختيار كارگران از نظر تشكل در سيستم نامعين و ابهام انگيز جلوه مىكند ، ولى وقتى كه فرض كرديم : كارفرما با نظر به آگاهى كامل كه به جريان اختيار كارگران دارد ، يعنى مىداند كه فلان كارگر داراى فلان مشخصات در فلان هفته مطابق يكى از پنج احتمال عمل خواهد كرد و آن كارگر ديگر مطابق يكى از دوازده احتمال - در اين فرض در سيستم منظم كارگاه خللى وارد نمىشود : زيرا - كارفرماى مفروض مطابق تحقيق هر يكى از احتمالات مفروضه قانونى را پيش بينى كرده است . اين مثال معمولى كاملًا قابل تصور است ، اكنون مىخواهيم اين مثال را ( اگر چه از جهاتى نارسا است ) ، بر مسئله قضا و قدر و كارهاى اختيارى انسانها تطبيق نماييم . ( 1 ) گفتيم : كارفرماى آگاه مىتواند مطابق هر يك از احتمالات كه در بارهء كارگران مىدهد قانونى را حكمفرما سازد و در نتيجه سيستم مجموعى كارگاه مختل نگردد . در كارگاه بزرگ جهان هستى هر چند كه انسانها داراى اختيار باشند ؟ هر چند كه احتمالات ناشى از اختيار فراوان باشد ، مثلًا احتمالات قابل تصور براى زندگانى هفتاد و هشتاد سالهء يك انسان صد ميليارد باشد . خداوند بزرگ بر همهء اين احتمالات
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 544
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٤٤
هامش
( 1 ) پوشيده نيست كه مقصود از احتمالات ناشى از اختيار انسان ، نه آن احتمالات است كه با شك و ترديد همراه هست ، زيرا - چنين چيزى در بارهء خدا امكان پذير نيست ، آن چه كه در بارهء خدا قابل تصور است واقعيت طرق و موضوعات مختلف است كه يك انسان مختار مىتواند اختيار كند و مفهوم احتمال از نظر روانى ما است . .