سالم كردن ، خرافات را از روى دين برداشتن خدا را از قيود رهاندن . » ( 1 ) 76 - « طرق گوناگون عبادت همه خوبند ، مشروط بر آن كه از روى خلوص نيت باشند ، كتابتان را واژگون بگردانيد و در لا يتناها باشيد . ( 2 ) امروز چنان كه مىدانيم فلسفهاى در كار است كه منكر لا يتناها است ، يك فلسفه ديگر نيز در طبقه بندى علم الامراض هست كه آفتاب را انكار مىكند ، اين فلسفه نابينايى نام دارد . به دست آوردن حسى براى ادراك سرچشمهء حقيقت كه فاقد آنيم به منزلهء عصايى است كه كورى به دست آورد . عجب آن است كه اين فلسفهء كورانه در قبال فلسفه كه خدا را مىبيند تفرعن و برترى شفقت آميزى به خود مىبندد . مثل اين است كه موش كورى فرياد زنان بگويد دلم به حال آدمى زادگان مىسوزد با اين آفتابشان مىدانيم كه ملحدان مجلل و مقتدرى در عالم هستند ، آنان نيز باطناً به وسيلهء همان قدرتشان سوى حقيقت رهبرى شدهاند و خود يقين ندارند كه كافرانند . ( 3 ) آن چه اينان مىگويند جز تعريف نيست و در همه حال اگر هم خود به خدا معتقد نيستند چون روح بزرگ و فكر بلند دارند خدا را اثبات مىكنند . ما به اين گونه فيلسوفان هم در آن حال كه فلسفه شان را بىرحمانه تشريح مىكنيم درود مىفرستيم . باز هم بگوييم : يك امر شايان تمجيد نيست كه با نهايت سهولت به كلمات دل خوش مىكنند ، يك مكتب علوم ما فوق طبيعت شمال ( 4 ) قدرى از مد اشباع شده است . خيال مىكند كه با تبديل كلمهء ( نيرو ) به كلمهء ( اراده ) انقلاب بزرگى در فهم بشرى ايجاد كرده است . اگر به جاى ( گياه مىرويد ) گفته شود ( گياه مىخواهد ) در حقيقت اين كلام پر حاصلى است ، اما به شرط آن كه بر آن بيفزاييم : ( كون مىخواهد ) چرا ؟ زيرا كه اين نتيجه از آن حاصل مىشود ( گياه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 47
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٧
هامش
( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 672 . .
( 2 ) مقصود اينست كه معلومات حرفاى را كه ممكن است سد راه شما باشد از خودتان دور كنيد . .
( 3 ) وَجَحَدُوا بِها وَاِسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ انسانى 1 - 6 27 : 14
. .
( 4 ) مقصود انگلستان است . .