( عدن ) به دانشكده . ( 1 ) علم بايد يك اكسير مقوى باشد . تلذذ ؟ چه هدف ناچيز و چه جاه طلبى بىمقدارى است تلذذ كار جانوران است . پيروزى واقعى جان آدمى فكر كردن است ، فكر را براى رفع عطش آدميان به كار بردن ، معرفت خدا را همچون اكسير به همه دادن ، در وجود همه كس وجدان و علم را دست در آغوش كردن و با اين مواجههء اسرار آميز رستگارشان ساختن . چنين است وظيفهء فلسفهء واقعى ، اخلاق يك شكفتگى حقايق است . سير و سلوك به عمل منتهى مىشود . كمال مطلق بايد عملى باشد ، ايدآل بايد براى روح آدمى قابل استنشاق ، قابل ادراك و قابل خوردن باشد ، همين ايده آل است كه حق دارد بگويد : ( اين گوشت من است ، اين خون من است ) . » ( 2 ) 80 - « عقل يك آيين مقدس است ، به اين شرط كه مىتواند به منزلهء يك عشق بىحاصل به علم نباشد و اسلوب واحد و عالى پيوستگى بشر گردد و فلسفه را به مقام ديانت برساند . فلسفه نبايد مانند يك پيش آمدگى ساختمان باشد كه روى نماى اسرار ، فقط براى تماشا و حظ نظر ساخته شده باشد و حاصلى جز خوش آمدن حس كنجكاوى نداشته باشد . » ( 3 ) 81 - « به هر صورت ما هم در آن حال كه بسط افكارمان را براى موقع ديگر مىگذاريم ، به بيان اين نكته اكتفا مىكنيم كه ما نه آدمى را مبدأ حركت و نه ترقى را هدف مىشماريم ، جز به وسيلهء اين دو نيرو كه به منزلهء دو موتوراند و عبارتند از معتقد بودن و دوست داشتن . » ( 4 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 49
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩
هامش
( 1 ) از نظر ادبى جملات فوق بسيار عالى است ، ولى علم و عقل كه در آن جملات جاى سعادت و فردوس اعلى را گرفته است تقريباً يك مطلب معمولى است ، زيرا با دقت كافى اين مفاهيم مكمل يكديگراند نه مخالف يكديگر ، چنان كه در جملات بعدى نيز متذكر مىشود . .
( 2 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 674 . .
( 3 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 674 . .
( 4 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 674 . .