تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
( ( 854 ) ) چشم كج كردى دو ديدى قرص ماه چون سؤال است اين نظر در اشتباه ( ( 855 ) ) راست گردان چشم را در ماهتاب تا يكى بينى تو مه را نك جواب

اگر چشم كج شود و يكى را دو ببيند و اين سؤال مطرح شود كه چرا يك موجود دو موجود ديده مىشود ؟ جوابش راست كردن چشم است

تشبيهى كه در دو بيت فوق آمده است در نوع خود بىنظير است . ما همين مثال را كه جلال الدين آورده است توضيح مىدهيم : كج شدن چشم و دو ديدن قرص ماه با اقسام گوناگونى قابل تصور است : يك - عمدا و از روى آگاهى چشم خود را كج كنيم ، قرص ماه را كه يكى است ، دو خواهيم ديد . دو - از روى اشتباه و خطا چشم خود را كج كنيم ، قرص ماه را كه يكى است ، دو خواهيم ديد . سه - از روى اضطرار چشم خود را كج كنيم به همان ترتيب . . . چهار - از روى اجبار چشم خود را كج كنيم ، باز به همان ترتيب . . . سپس در آن حال كه قرص ماه را دو مىبينيم هزاران مغالطه ها و سفسطه ها در بارهء ذى حق بودن خويش صورت بدهيم . در بارهء كرهء ماه و محل آن در منظومهء شمسى اولًا و در كهكشان مربوط ثانياً و در كيهان ثالثاً هزاران معلومات داشته باشيم ، در هيچ يك از اقسام چهارگانهء فوق و با هيچ يك از آن مغالطه ها و معلومات قرص ماه كه يكى است دو نخواهد گشت . اگر بخواهيم به اين سؤال كه چرا اين شخص قرص ماه را كه يكى است دو مىبيند