تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
از مزاياى انسانى را مانند علم و اخلاق نيكو و محبوبيت اجتماعى و امثال آنها آوريد ، بكوشيد اين مزيت را از دست ندهيد ، زيرا - ما نمىدانيم كه عوامل طغيانگر زندگانى بار ديگر فرصت به دست آوردن چنين موفقيت را به ما بدهد ، ما نمىدانيم كه وضع روحى ما چگونه با انگيزه ها روبرو خواهد گشت ، ما نمىدانيم كه سلطه هاى انسانى به يكديگر چنين امان را به ما خواهد داد كه بار ديگر قدمى در راه به دست آوردن چنين موفقيتى خواهيم برداشت يا نه ؟ بر عكس اين موضوع اگر از نظر طبيعى سهل انگارىها كه در زندگانى روا داشته‌ايد در نتيجه داراى نقصى شده‌ايد ، ديگر مكوشيد كه آن نقص را در خود تشديد نموده در نتيجه اگر ناقص هستيد خود را ناقصتر بسازيد . هنگامى كه مىبينيد به قول معمولى شما كه شراب ننوشيده مست هستيد ، ديگر شراب ننوشيد و خود را تباه مسازيد . اين دو اصل بايستى براى افراد هم به طور مستقيم مطرح بوده باشد و هم به طور غير مستقيم ، يعنى آنان كه تعليم و تربيت گروه ها و جامعه ها را به عهده گرفته‌اند ، آنان كه جنبهء رهبرى انسانها را در دست گرفته‌اند ، بايستى اين نكته متوجه شوند كه اگر افراد زير دست آنها داراى يك مزيت جالب شده‌اند ، در افزايش آن بكوشند و به هر وسيله‌اى كه ممكن است در ازدياد آن قدم بردارند و اگر ببينند كه افراد جامعه از نظر سعادت بىبهره هستند و نقص و كاهش در انسانيت آنها را فرا گرفته است ، نكوشند كه آن را صد چندانش كنند ، بلكه با نظر به مقام والايى كه به دست آورده‌اند در حقيقت به عنوان نمايندهء خدايى در جامعه قدم بردارند ، بكوشند كه آن نقصها را بر طرف كنند نه اين كه آنها را تأييد و تشديد كنند . متأسفانه در دوران ما پيش روان جوامع اصلا به اين نكته متوجه نيستند كه زير دستان مانند اعضاى پيكر آنها بوده و مانند پديده هاى روحى آنها مىباشند . گويى افراد جوامع موجوداتى هستند و خود آنها موجودات دگر ، به طورى كه تكامل افراد به ضرر آنها است لذا نه تنها كوچكترين قدمى در اصلاح اخلاقى آنها بر نمىدارند ، بلكه عوامل گوناگونى