ملاحظه مىشود كه امير المؤمنين عليه السلام تخلف عاصم را از دستورات خداوندى موجب دشمنى با خويشتن معرفى مىكند . بدين مضمون آيات و روايات فراوانى وجود دارد .
از همين اصل روشن مىشود كه مسئلهء توجه به خدا و عمل به دستورات او تنها و تنها به سود خود انسانها است ، چنان كه تخلف از دستورات و بىخيال بودن در بارهء خداوند به ضرر خود انسان مىباشد . چنان كه اگر انسان به جهت مسامحه كارى يا به جهت اشباع هوا و هوس مخالف احكام عقلى و وجدانى خود عمل كند ، اين تخلف نه سودى به ديگران مىرساند و نه ضررى ( با نظر به ماهيت عمومى مسئله ) ، بلكه ضرر آن به خود انسان متخلف از قانون بر مىگردد .
( ( 803 ) ) ور بود كفشت مرو در سنگلاخ
ور دو شاخ استت مشو تو چار شاخ
آن مزيت انسانى را كه به دست آوردهايد از دست ندهيد و اگر داراى نقصى هستند در بر طرف كردن آن بكوشيد و نقص ديگرى بر آن اضافه نكنيد
اين مسئله هم يكى از عالىترين مسائل است كه جلال الدين مطرح مىكند ، مىگويد :
اگر در زندگانى توانستهايد گامى در راه كمال برداريد و اگر توانستهايد مزيتى