( ( 724 ) ) چون تو بينايى پى خر رو كه جست
چند پالان دوزى اى پالان پرست
بيناى حقيقى خود جاندار را مورد توجه قرار مىدهد نه پوشاك آن را
آن چه كه منشأ آثار است خود جاندار است ، در خود جاندار هم آن حقيقتى كه اصيل است نه اعضاى ظاهرى او بلكه آن جوهر حياتى است كه او دارد . اين حيات در هر حال و در هر شرطى از شرايط نمىتواند مورد بهره بردارى تو قرار بگيرد ، زيرا - شرايط و عواملى كه موجب مىشود انسان از حقايق برخوردار شود زود گذر و ابهام انگيز و مخلوط با ساير پديده ها است ، به اضافهء اين كه حالات روحى ما هم در بهره بردارى از آنها در يك منوال باقى نمىماند و بعيد نيست كه مقصود جلال الدين از اين كه مىگويد : « چون تو بينايى پى خر رو كه جست « همين معنا باشد كه حقايق با روش معمولى انسانها در زندگانى در حال جستن و فرار كردن است .
تفسير ابيات
اى خداى پاك و بىشريك و بىنياز از يار و ياور جرم ما را ناديده بگير و دست ما را بگير . آن الفاظ رقيق را به ما تعليم فرماى كه بتواند درياى رحم و محبتت را به جوش بياورد .
هم دعا از تو است و هم اجابت از تو ، ايمنىها و وحشتها و هيبتها همه مستند به مقام شامخ ربوبى تو مىباشد .
خداوندا اگر در گفتار و نيايش خود مرتكب خطا شويم اى مصلح حقيقى خطاى ما را خود اصلاح فرماى ، تو با مشيت قاهرهء خود مىتوانى تمام خطاهاى ما را به صواب تبديل فرمايى ، اگر جوى خونى بوده باشد تويى كه آن را به رود نيل مىتوانى تبديل بسازى .